پيام نفت -رسانه خبري تحليلي نفت، گاز و انرژي : چرا ايران، دومين دارنده منابع گاز دنيا، دچار كمبود گاز شد؟
دوشنبه، 6 بهمن 1399 - 15:17 کد خبر:47014
بروز خاموشي‌هاي اخير ناشي از كمبود گاز يك علامت سوال بزرگ را در اذهان عمومي ايجاد كرده است، اينكه اساسا چگونه ممكن است كه ايران به عنوان دومين دارنده منابع گازي دنيا با كمبود گاز مواجه شود؟ آيا بحران گاز در سال‌هاي آينده پيش روست؟

پيام نفت:

به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، در هفته‌هاي گذشته شاهد پديده‌ به ظاهر عجيبي در كشور مبني بر قطعي گاز، خاموشي برق و آلودگي هوا بوده‌ايم كه هر يك از كارشناسان تحليل‌هاي متفاوتي درباره آنها بيان‌ كرده‌اند. اين مثلث شوم هر چند تنها براي مدت يك الي دو هفته مشكلاتي را براي مردم ايجاد كرد اما بايد توجه داشت كه از بروز اين اتفاقات نبايد به سادگي عبور كرد، زيرا آنها در حال هشدار دادن درباره چالش‌هاي آينده كشور در تامين انرژي موردنياز و مسائل زيست‌محيطي پيرامون آن هستند.

در اين بين هر چند حل مشكلات مربوط به تامين گاز و برق و مسائل زيست محيطي بايد به صورت ريشه‌اي و با ديد كارشناسي مورد توجه مسئولين امر قرار بگيرد، اما طبق معمول تنها راهكار ارائه شده، در اظهار نظر مسئولان دولتي اين بوده است كه در شرايط كنوني هيچ راهي به جز انتخاب يكي از اضلاع اين مثلث شوم وجود ندارد و مردم يا بايد قطعي گاز داشته باشند يا خاموشي برق يا آلودگي هوا. در اين حتي برخي از ضرورت واردات گاز از كشورهاي ديگر با هدف تامين نياز داخلي در سال‌هاي آينده سخن به ميان آورده‌اند.

در اين راستا خبرگزاري فارس در قالب پرونده‌اي با عنوان «مثلث شوم» به راهكارهاي حل بحران قطعي گاز، خاموشي برق و آلودگي هوا مي‌پردازد. در اين پرونده به بررسي راهكارهاي تامين پايدار نياز كشور به گاز پرداخته مي‌شود.

يكي از سوالات اصلي كه در اذهان عمومي در روزهاي اخير ايجاد شده اين است كه چگونه ايران دومين دارنده منابع گازي دنياست، اما براي تامين گاز مورد نياز در داخل كشور با كمبود گاز مواجه شده است؟ به بيان ديگر اگر دومين دارنده منابع گازي دنيا دچار كمبود گاز شده و نيازمند واردات گاز است، پس بقيه كشورهايي كه اصلا منابع گازي ندارند، چگونه انرژي موردنيازشان را تامين مي‌كنند؟

لذا اين دو دوتا چهارتاي ساده باعث شده است كه مردم بحث بحران گازي آينده را جدي نگرفته و به اظهارنظرهاي سياسي مثل اجراي چراغ خاموش توافق پاريس يا استخراج بيت كوين توسط چيني‌هاگرايش پيدا كنند، غافل از اينكه اصل ماجرا چيز ديگري است. در ادامه به پرسش مطرح شده پاسخ داده مي‌شود.

*آيا مردم روسيه به عنوان اولين دارنده منابع گازي نيز با قطعي گاز مواجه مي‌شوند؟

براي پاسخ به اين پرسش بد نيست، ابتدا آمار مربوط به ميزان منابع گازي و ميانگين توليد، مصرف و صادرات گاز ايران با كشوري مانند روسيه كه اولين دارنده منابع گازي دنياست، مقايسه شود (جدول 1). طبق آمار منابع گازي روسيه 34 تريليون متر مكعب بوده و ميزان توليد گاز اين كشور سالانه 670 ميليارد متر مكعب است. از اين ميزان توليد، سالانه حدود 450 ميليارد متر مكعب در داخل كشور روسيه مصرف شده و 220 ميليارد متر مكعب آن صادر مي‌شود.

منابع گازي ايران نيز تقريبا معادل منابع گازي روسيه است و كشور ما حدود 33 تريليون متر مكعب ذخاير گازي دارد. ميزان توليد گاز از اين ميادين سالانه 270 ميليارد متر مكعب است كه از اين مقدار حدود 250 ميليارد متر مكعب در داخل كشور مصرف مي‌شود و مابقي آن معادل 20 ميليارد متر مكعب نيز به كشورهاي همسايه ايران صادر مي‌شود.

جدول 1- مقايسه آمار گازي ايران و روسيه (اعداد به ميليارد متر مكعب است)


با مشاهده جدول فوق درمي‌يابيم كه هر چند منابع گازي ايران تقريبا معادل روسيه است، اما ميزان توليد گاز روسيه 2.5 برابر توليد ايران است. اين توليد بالا، ظرفيتي مناسبي را براي روسيه ايجاد كرده است تا بتواند بازارهاي صادراتي را فتح كند و تقريبا معادل كل مصرف گاز در داخل ايران صادرات گاز داشته باشد.

البته بايد توجه داشت كه صادرات گاز توسط روسيه در اين حجم زياد باعث شده است كه در فصول سرد و همزمان با افزايش مصرف بخش داخلي، قطعي گاز در اين كشور نيز رقم بخورد. در واقع دولت روسيه، همواره عمل به تعهدات صادراتي را نسبت به تامين گاز در داخل كشور در اولويت بالاتري قرار داده است و اين كشور حتي در روزهاي سرد سال كه تقاضاي داخلي افزايش مي‌يابد، حاضر نشده است كه تعهدات صادراتي خود را زيرپا بگذارد.


تصوير 1- آمار توليد، مصرف و صادرات گاز روسيه (منبع: BP)

*دو راهي توسعه ميادين گازي يا واردات گاز از كشورهاي همسايه

با مشاهده جدول 1 اولين سوالي كه در ذهن مخاطب ايجاد مي‌شود، اين است كه چرا توليد گاز ايران نسبت به روسيه فاصله زيادي كمتر است؟ در واقع مي‌توان نتيجه گرفت كه يكي از دلايل كمبود گاز در كشور ناشي از كم بودن توليد گاز در ايران در مقايسه با كشوري مثل روسيه با منابع گازي يكسان است. طبق گزارش پايگاه اطلاع رساني وزارت از تعداد 37 ميدان گازي كشف شده در ايران حدود 77 درصد آنها توسعه نيافته است و تمركز وزارت نفتتاكنون صرفا بر روي توسعه ميدان گازي پارس جنوبي بوده است.

در اين بين هر چند ميدان پارس جنوبي، بزرگترين ميدان گازي دنيا است و حدود 40 درصد حجم منابع گازي ايران را تشكيل مي‌دهد و تمركز بر روي توليد از اين ميدان ضروري است اما اين موضوع نبايد باعث بي‌توجهي نسبت به توسعه ساير ميادين گازي شود. توسعه ساير ميادين گازي كشور نه تنها از جنبه افزايش توليد گاز و تامين تقاضا بلكه از لحاظ امنيت انرژي نيز حائز اهميت است.

در نتيجه با وجود منابع سرشار گازي و امكان توسعه آنها اساسا اظهارنظرهايي مبني بر ضرورت واردات گاز براي تامين نياز داخلي فاقد پشتوانه كارشناسي است. هر چند واردات گاز با هدف صادرات گاز بيشتر به كشورهاي همسايه و استفاده از مزيت جغرافيايي براي تبديل شدن به هاب گازي منطقه سياستي معقول به نظر مي‌رسد.

به طور كلي چالش اصلي توسعه ميادين گازي در كشور و افزايش توليد گاز به تامين مالي پروژه‌ها بازمي‌گردد. در ايران هم منابع نفتي و هم منابع گازي وجود دارد و با توجه اينكه درآمد حاصل از توسعه ميادين نفتي نسبت به ميادين گازي بيشتر است، همواره افزايش توليد گاز در سايه توليد نفت قرار گرفته و از اولويت خارج شده است.

از طرفي طبيعي است كه با توجه به محدوديت‌هاي مالي وزارت نفت و همچنين سودآوري بيشتر پروژه‌هاي نفتي نسبت به گازي، اولويت اين وزارتخانه بر توليد نفت و نه توليد گاز متمركز باشد. در نتيجه اين موضوع باعث شده است كه توليد گاز ايران در مقايسه با كشوري مانند روسيه بسيار كمتر باشد. حال با توجه به اينكه چه بايد كرد؟ آيا بايد بي‌خيال توسعه ميادين گازي باشيم يا اينكه براي افزايش توليد گاز راهكاري وجود دارد؟


*چالش تامين مالي پروژه‌هاي توسعه ميادين گازي چگونه حل مي‌شود؟

كارشناسان معتقدند، يكي از ظرفيت‌هاي تامين مالي و جذب سرمايه براي توسعه ميادين گازي و افزايش توليد، ايجاد مشاركت با كشورهاي متقاضي گاز است.

در اين راستا جواد سليمان‌پور كارشناس حوزه نفت و انرژي در گفتگو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس در اين رابطه گفت: «چالش اصلي در مسير تامين مالي پروژه‌هاي توسعه ميادين گاز، تامين مالي اين پروژه‌هاست. در اين مي‌توان از طريق مشاركت با كشورهاي مصرف‌كننده گاز براي توسعه ميادين گازي كشور اقدام كرد».

وي افزود: «به طور خلاصه روال كار بدين صورت است كه مثلا دولت ايران بايد با يك ديپلماسي فعال با كشوري مانند تركيه براي توسعه ميدان گازي خود وارد تعامل شود. شيوه تعامل بدين صورت است كه تركيه براي توسعه ميدان گازي ايران اقدام كند و بعد از انجام پروژه بخشي از گاز توليد شده را به مدت چند سال براي خود بردارد به گونه‌اي كه اصل و سود پول خود را به دست آورد. بعد از اين مدت، ادامه صادرات گاز به اين كشور با دريافت پول از آنها همراه خواهد بود».

سليمان‌پور اظهار داشت: «مثلا ما با تركيه يك قرارداد 20 ساله منقعد مي‌كنيم كه بر مبناي آن، اين كشور يكي از ميادين گازي ما را توسعه دهد. فرض كنيد بابت انجام اين پروژه، روزانه 100 ميليون متر مكعب افزايش توليد خواهيم داشت كه از اين رقم گاز، تركيه به مدت 10 سال 60 ميليون متر مكعب را به ازاي اصل و سود سرمايه‌گذاري به صورت رايگان دريافت مي‌كند و براي 10 سال بعدي بايد بابت آن پول به ايران پرداخت كند. در اين شيوه همچنين روزانه 40 ميليون متر مكعب گاز براي مصرف در داخل كشور نيز فراهم شده است و بدين ترتيب نياز داخلي نيز تامين مي‌شود».

*روسيه و آذربايجان ميادين گازي خود را با سرمايه كشورهاي اروپايي توسعه دادند

نكته جالب توجه اينكه اين استراتژي توسعه ميادين گازي، توسط كشورهاي روسيه و آذربايجان نيز در گذشته مورداستفاده قرار مي‌گيرد و يك استراتژي مرسوم براي افزايش توليد از ميادين گازي است. به طور كلي در مراودات گازي تا زماني كه مصرف‌كننده گاز مشخص نباشد و تكليف بخش تقاضا مشخص نشود، توسعه ميادين گازي نيز توجيه‌پذير نيست.

بايد توجه داشت كه برخلاف نفت، گاز قابليت ذخيره‌سازي ندارد و در نتيجه بين نفت و گاز در حوزه توليد تفاوت‌هاي ماهوي وجود دارد. در نتيجه بهتر است ابتدا محل مصرف گاز مشخص شود و سپس ميدان گازي توسعه يابد. در اين چارچوب جذب سرمايه با مدل گفته شده نيز كاملا قابل درك است.

به عنوان مثال روسيه تعدادي از ميادين گازي خود را با كمك كشورهاي اروپايي از جمله انگليس و فرانسه توسعه داده است و حتي الان در پروژه خط لوله نورداستريم 5 شركت اروپايي مشاركت دارند. 

همچنين كشور آذربايجان نيز ميدان گازي شاه‌دنيز خود را با سرمايه‌گذاري شركت بوتاش تركيه توسعه داده و خط لوله آن را نيز احداث كرده است. در نتيجه اين اقدام، تركيه قراردادي براي افزايش 6 ميليارد متر مكعبي واردات گاز از آذربايجان را منعقد كرده است.

* فرصت‌سوزي وزارت نفت مانع از توسعه ميادين گازي كشور شده است

واضح و مبرهن است كه ايران به عنوان دومين دارنده منابع گازي دنيا، توليد گاز كمي دارد و مشاركت كشورهاي طرف تقاضا در توسعه ميادين گازي ايران مي‌تواند يكي از راهكارهاي افزايش توليد گاز و تامين بخشي از گاز موردنياز كشور باشد، اما نكته كليدي اينجاست كه اين ظرفيت در صورتي فعال مي‌شود كه وزارت نفت ديپلماسي انرژي فعالي در بازارهاي منطقه‌اي براي همكاري با كشورهاي متقاضي گاز داشته باشد و تا زماني كه در سايه غفلت اين وزارتخانه بازارهاي صادراتي بالقوه كشور به حال خود رها شده‌اند، استفاده از اين ظرفيت براي افزايش توليد ممكن نبوده و مشكل كمبود گاز نيز همچنان باقي خواهد ماند.

در نتيجه كليد افزايش توليد گاز در كشور در بازاريابي منطقه‌اي براي صادرات گاز تعريف مي‌شود. موضوعي كه با توجه به غفلت و خواب سنگين وزارت نفت امكان‌پذير نخواهد بود. 

خبرگزاري فارس در گذشته در گزارشي با عنوان «دستاوردسازي از وعده‌هاي محقق نشده/ روايتي از گل به خودي‌هاي وزارت نفت در بازار گاز منطقه» به بررسي اشتباهات مهلك وزارت نفت در بازار گاز منطقه پرداخته است. در گزارش‌هاي بعدي به بررسي وضعيت مصرف گاز در ايران و چگونگي اجراي پروژه‌هاي بهينه‌سازي مصرف پرداخته خواهد شد.

انتهاي پيام/ب