پيام نفت -رسانه خبري تحليلي نفت، گاز و انرژي : در خاورميانه چه خبر است؟ / اتحاد‌ها و ائتلاف‌هاي غير منتظره در راه است / همه چيز به ايران و مديترانه شرقي بر مي‌گردد
یکشنبه، 3 مرداد 1400 - 14:25 کد خبر:47286
پيام نفت:

تغييرات مداوم در اتحادها در منطقه خاورميانه تا حدودي تحت تأثير نفوذ روزافزون ايران است. اما داستان واقعي در شرق مديترانه جريان دارد، جايي كه توسعه ذخاير عمده گاز مي تواند به همكاري عميق يا اختلافات بيشتر بازيگران منجر شود.
 
پايگاه خبري تحليلي انتخاب (Entekhab.ir) :


پراجكت سينديكيت نوشت: تغييرات مداوم در اتحادها در منطقه خاورميانه تا حدودي تحت تأثير نفوذ روزافزون ايران است. اما داستان واقعي در شرق مديترانه جريان دارد، جايي كه توسعه ذخاير عمده گاز مي تواند به همكاري عميق يا اختلافات بيشتر بازيگران منجر شود.

به گزارش سرويس بين الملل «انتخاب»؛ در ادامه اين مطلب آمده است: شواهد نشان مي دهد كه اكنون در سرتاسر خاورميانه، اتحاد ها از راه هاي غير منتظره در حال تغيير هستند. حال سوال اينجاست كه پيكربندي در حال ظهور براي منطقه اي كه ظاهراً براي هميشه مرز نه چندان زيباي بين جنگ و صلح را طي مي كند، به چه معناست؟

همانطور كه در بالا گفته شد، تغييرات مداوم عمدتا تحت تأثير نفوذ روزافزون ايران است. كشورهاي حوزه خليج فارس، از ترس اينكه ايالات متحده، متحد ديرينه ي آنها، مايل به انجام اقدامات كافي براي جلوگيري از ظهور ايران به عنوان يك قدرت در منطقه نيست، همزمان به سمت جمهوري اسلامي متمايل شده و در طرف مقابل به تعيق روابط امنيتي خود با اسرائيل پرداخته اند. در همين حال، روابط نزديك بين عربستان سعودي و امارات متحده عربي كه بازيگران قدرتمندي در منطقه به شمار مي روند، به طور فزاينده اي متشنج شده است.

اما ايران تنها عامل نيست. در شرق مديترانه، كشف ذخاير انرژي در آبهاي اسرائيل، قبرس و مصر طي دهه گذشته دشمنان قديمي را گرد هم آورده است. به طوري كه شاهد يك قرارداد 15 ساله براي خريد گاز اسرائيل توسط اردن با وجود تنش هاي سياسي بين دو كشور بوديم.

حتي مصر كه از منابع غني گاز برخوردار است، در حال خريد از اسرائيل است تا بتواند خود را به عنوان يك مركز انتقال انرژي نشان دهد. اين شرايط حاكي از آن است كه وضعيت نسبت به يك دهه قبل، زماني كه مصر حدود 40٪ از گاز اسرائيل را تأمين مي كرد، تغيير كرده است. ابرقدرت هاي انرژي مانند امارات و قطر نيز در تلاش براي دور زدن كانال سوئز در ميادين گازي مديترانه اي سهام به دست آورده اند.

اكنون، يك جامعه انرژي در مديترانه شرقي در حال ظهور است. در همين ارتباط، اولين مجمع سالانه گاز شرق مديترانه شرقي در سال 2019 در قاهره برگزار شد. سال گذشته، اين مجمع به يك سازمان بين دولتي با يك گروه كاملاً ناهمگن اعضا شامل قبرس، مصر، يونان، اسرائيل، ايتاليا، فرانسه، اردن و تشكيلات خودگردان فلسطين تبديل شد.

تصور اينكه اين امر منجر به ظهور يك اتحاديه سياسي-اقتصادي در شرق مديترانه شود، ممكن است دور از ذهن به نظر برسد. اما اين اولين باري نيست كه يك اتحاد امنيت انرژي باعث ايجاد يك جامعه استراتژيك منطقه اي مي شود. به طور مثال، جامعه اقتصادي اروپا در دهه 1950 از دل جامعه ذغال سنگ و فولاد اروپا ظهور كرد.

اسرائيل، يك دليل خوب براي ادامه تعميق تعامل خود با شركايي در شرق مديترانه دارد. پيش از اين، يونان در ازاي دريافت گاز، فناوري دفاعي و اطلاعات نظامي اسرائيلي، دسترسي به فضاي هوايي خود را براي آموزش نيروي هوايي اين كشور پيشنهاد داده است. آوريل گذشته، يونان يك رزمايش چند مليتي برگزار كرد كه در آن هواپيماهاي امارات متحده عربي در كنار جنگنده هاي اسرائيلي پرواز مي كردند. به اين ترتيب، شواهد نشان مي دهد كه اسرائيل مي تواند در شرق مديترانه به سطحي از عمق استراتژيك دست يابد كه هرگز در خاورميانه آن را به دست نياورد.

اما يك كشور به طور آشكار در تلاش هاي اخير براي تعميق همكاري در شرق مديترانه غيبت دارد كه آن هم تركيه است. مهم اينكه، آنكارا همواره با يونان اختلافات دريايي داشته و اكنون آنها بر سر ذخاير انرژي در آبهاي مورد اختلاف با يكديگر مشكل دارند.

يونان بخشي از دو بلوك در تقابل با تركيه است: يكي با قبرس و مصر، ديگري با قبرس و اسرائيل. گروه دوم در ژانويه 2020 توافق كردند كه خط لوله مديترانه شرقي را براي انتقال گاز به اروپا احداث كنند و در نتيجه وابستگي انرژي اتحاديه اروپا به منابع روسيه را كاهش دهند. از نظر تركيه كه مدتهاست قصد دارد خود را به عنوان مركزي براي هر كريدور انرژي بين شرق مديترانه و اروپا مطرح كند، اين خبر بسيار بدي است.

در حال حاضر، روابط تركيه با متحدان اروپايي اش در ناتو به شدت خراب شده است. تابستان گذشته، كشتي هاي تركي وارد آبهاي مورد مناقشه بين جزاير يوناني رودس و كاستلوريزو شدند و باعث شد يونان تقريباً كل ناوگان دريايي خود را به اين منطقه منتقل كند. نيروي دريايي فرانسه نيز از ناوگان يونان پشتيباني مي كرد. فقط مداخله آنگلا مركل، صدراعظم آلمان مانع از بروز يك درگيري بزرگ شد.

با اين شرايط، پيشنهاد تركيه براي عضويت در اتحاديه اروپاكاملاً منتفي است. با اين وجود، اين كشور همچنين از تلاش خود براي به عهده گرفتن نقش استراتژيك بزرگتر در خاورميانه نااميد شده است. توجه داشته باشيد كه در سال 2019، هنگامي كه تركيه با دولت انتقالي ليبي قراردادي امضا كرد تا از منطقه اقتصادي انحصاري اين كشور بر اساس قانون دريا دفاع كند، تا حدي به دنبال اطمينان از عدم امكان انجام هيچ پروژه اي توسط مجمع گاز مديترانه شرقي در منطقه كه تركيه را مستثني كند، بود. گفتني است، نخست وزيري دولتي كه آنكارا با آن توافق كرد را عبدالحميد دبيبه برعهده داشت و در محيط بين الملل به لحاظ قانوني مورد شناسايي قرار گرفته بود.

به طور گسترده تر، ليبي به عرصه اي براي رويارويي ايدئولوژيك تبديل شده است كه در آن تركيه همراه با قطر از دبيبه متحد قديمي اخوان المسلمين و گروه هاي سلفي طرفداري مي كنند و مصر و امارات از فرمانده ارتش ملي ليبي يعني خليفه هفتر حمايت به عمل مي آورند. روسيه همچنين به عنوان بخشي از يك استراتژي منطقه اي كه تحت تأثير مسائل ژئوپليتيكي انرژي است، در كنار نيروهاي شورشي خليفه حفتر در ليبي مي جنگد.

گفتني است، روسيه 30٪ سهام ميدان گازي دريايي ظهر مصر را در اختيار دارد و از 20٪ سهام مشترك در اكتشاف گاز لبنان برخوردار است. اين كشور از امتيازات قابل توجه گازي در سوريه بهره مي برد و در پروژه هاي نفت و گاز در كردستان عراق نيز نقش دارد. خط لوله ترك استريم نيز كه گاز روسيه را به تركيه مي رساند، سال گذشته راه اندازي شد.

روسيه اميدوار است كه اتحاديه اروپا را به گاز خود وابسته نگه دارد و يك كريدور گاز جديد براي جنوب شرقي اروپا ايجاد كند. اما خطري كه منافع اصلي غرب را تهديد مي كند قابل مهار است. در حالي كه روسيه نيرويي است كه بايد در شرق مديترانه قدرت داشته باشد اما توانايي هاي اقتصادي و نظامي لازم براي ايفاي نقش يك قدرت مسط منطقه اي بي رقيب را ندارد.

در نهايت، شواهد نشان مي دهد كه امريكا به رغم ترس متحدانش در خليج فارس و خروج از افغانستان، به عنوان اصلي ترين قدرت نظامي خاورميانه و ضامن ضروري ثبات منطقه باقي مانده است. واشنگتن و متحدانش در ناتو، در موقعيت منحصر به فردي قرار دارند تا عليه قدرت هايي كه مخالف وضع موجود هستند، از ايران گرفته تا تركيه و روسيه اقدام و آزادي دريانوردي در شرق مديترانه را تضمين كنند.

اما رويارويي مستقيم فقط هرج و مرج ايجاد مي كند و نتايج بالقوه ي فاجعه باري به وجود مي آورد. در عوض، ايالات متحده بايد از موقعيت منحصر به فرد خود براي متقاعد كردن مجمع گاز مديترانه ي شرقي كه در آن عضو ناظر است، استفاده كند تا با تركيه به توافقي دست يابند، در نهايت راهي براي عضويت تركيه در آن پيدا شود و دو طرف به راه حلي براي اكتشاف و تقسيم درآمد برسند. به طور خلاصه، ايالات متحده بايد همان نوع ديپلماسي متعادلي را كه معمولاً براي جلوگيري از رويارويي كشورهايي كه متحد آمريكا هستند اما با خودشان دشمني دارند، به نمايش مي گذارد، مورد استفاده قرار دهد. مهم اينكه، واشنگتن از اين روش در شرق آسيا بهره مي برد.