پيام نفت -رسانه خبري تحليلي نفت، گاز و انرژي : تحليل فني اقتصادي روش هاي توليد پروپيلن و ارائه يك استراتژي
یکشنبه، 5 آبان 1398 - 08:50 کد خبر:45118
با لحاظ كانورژن يا ضريب تبديل پروپان به پروپيلن حاشيه سود واحد هاي PDH مناسب تر از همه روش هاي توليد پروپيلن است. هزينه احداث يك واحد PDH با ظرفيت 600 هزار تن در سال حدود 500 ميليون دلار است.


پيام نفت:

سيد حسين ميرافضلي ، مديرعامل سابق پتروشيمي جم نوشت:در اين تحليل علمي روش هاي مختلف توليد پروپيلن مورد تجزيه و تحليل فني و اقتصادي قرار مي گيرند و در نهايت بر پايه اطلاعات علمي و مستند يك استراتژي كلان و بلند مدت جهت توليد پروپيلن ارائه مي گردد. اين استراتژي مي تواند بستر تحولي بزرگ در صنعت پتروشيمي كشور را جهت دهي نمايد.

تحليل فني اقتصادي روش هاي توليد پروپيلن و ارائه يك استراتژي

پروپيلن يك گاز با فرمول شيمياييC3H6 است يعني داراي 3 كربن و 6 هيدروژن مي باشد كه كربن اول و دوم آن پيوند دوگانه دارند. پروپيلن به عنوان خاويار صنعت پتروشيمي دومين ماده پايه صنعت پتروشيمي از حيث ميزان مصرف در دنيا است (بعد ازاتيلنبيشترين مصرف محصولات پايه پليمر را دارد) و تا پايان سال 2018 ظرفيت جهاني آن حدود 128 ميليون تن و توليد برابر 105 ميليون تن بوده است كه در واقع راندمان ميانگين توليد جهاني برابر 82% مي باشد.

پلي پروپيلن محصولي است جامد و بشكل گرانول كه با سهم 68 درصدي در زنجيره ارزش اين ماده،بيشترين سهم را در مصرف پروپيلن در دنيا دارا مي باشد. ساير محصولات كليدي و با ارزش، همچون پروپيلن اكسايد با ۸ درصد، آكريلونيتريلACN 6 درصد، آكريليك اسيد با ۴ درصد، كيومن با ۴ درصد، دو اتيل هگزانول با 3 درصد در جايگاه دوم تا ششم از حيث ميزان مصرف پروپيلن قرار دارند. بوتانول و ايزوپروپانول نيز با ۳ و ۱ درصد در جايگاه هاي بعدي مصرف پروپيلن هستند.

نمودار زير سهم مصرف پروپيلن در هريك از پايين دست هاي آنرا نشان مي دهد.

تحليل فني اقتصادي روش هاي توليد پروپيلن و ارائه يك استراتژي

 

 

از پلي پروپيلن جهت توليد طيف گسترده اي از محصولات استفاده مي شود كه از جمله آنها عبارتند از:

 

قالب تزريقي يا Injection Molding

بيشترين مورد استفاده پلي پروپيلن در اين گريد است كه در توليد و ساخت لوازم الكتريكي و الكترونيكي، كلاهك و سرپوش، چمدان، اسباب‌بازي، لوازم خانگي، صنعت اتومبيل و صنايع بسته‌بندي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

 

· الياف Fibers

دومين مورد استفاده PP در اين گريد است كه در توليد الياف به كار رفته در پشت فرش و زيلو بعنوان جايگزين در الياف سيزال و كنف در موكت و نخ‌هاي گوني، الياف non-woven، پارچه لباس‌هاي عايق گرما و سرما مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

 

· فيلم و شيت Film/Sheet

كاربرد اين نوع گريد پلي پروپيلن در سال‌هاي اخير افزايش چشمگيري داشته است. اين گريد در صنايع بسته‌بندي شيريني و شكلات، سيگار، فيلم‌هاي گرافيك و چاپ، شيت‌هاي بسته‌بندي مواد غذايي كه با حرارت شكل مي‌گيرند، كاربرد فراواني دارد.

 

· قالب بادي Blow Molding

اين نوع گريد پلي پروپيلن در ساخت و توليد بطري‌ها و قوطي‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

 

· پايپ Pipe

كاربرد اين دسته از پلي پروپيلن‌ها در توليد انواع لوله‌هاي فاضلاب، اگو و انواع كابل و سيم است.

در شكل زير ميزان مصرف پلي پروپيلن در هريك از كاربرداهاي آن قابل مشاهده است:

 

تحليل فني اقتصادي روش هاي توليد پروپيلن و ارائه يك استراتژي

 

 

پروپيلن با توجه به كيفيت و خلوص معمولاً در سه گريد توليد و عرضه مي گردد:

۱- گريد پليمري با درجه خلوص۹۹.۵ درصد

۲- گريد شيميايي با درجه خلوص۹۰ الي ۹۶ درصد

۳- گريد پالايشگاهي با درجه خلوص۵۰ الي ۷۰ درصد

روشهاي مختلف توليد پروپيلن، به سه طبقه بندي عمده تقسيم مي گردند كه دو طبقه اول بعنوان "روشهايي با بازدهي پايين پروپيلن" و طبقه سوم بعنوان "روشهايي با بازدهي بالاي پروپيلن" شناخته مي شوند.

الف) واحدهاي كراكينگ با بخار: عموماً واحدهاي الفين مبتني بر خوراك نفتا و اتان مي باشند كه همچنان بيشترين سهم در منابع توليد پروپيلن را دارند. در اين واحدها پروپيلن بعنوان محصول جانبي توليد اتيلن، توليد مي گردد.

ب) كراكينگ كاتاليستي بستر سيال (FCC) در پالايشگاه هاي نفت خام: توليد پروپيلن در واحدهاي FCC پالايشگاه هاي نفت خام، دومين منبع عمده عرضه پروپيلن در جهان مي باشد.

ج) مجموعه روشهاي به اصلاح "هدف-پروپيلن": در اين روشها بازدهي توليد پروپيلن بالا بوده و در واقع محصول اصلي و يا تنها محصول توليدي، پروپيلن مي باشد كه شامل روشهاي زير مي باشند:

۱-  هيدروژن زدايي از پروپان (PDH)

۲- تبديل زغال سنگ به پروپيلن (CTP)

۳- تبديل زغال سنگ به الفين (CTO)

۴-  تبديل متانول به پروپيلن (MTP)

۵- تبديل متانول به الفين ها (MTO) كه در اين روش پروپيلن و اتيلن توليد مي گردند.

۶-  فرايند جانشيني متقابل (تبديل اتيلن به پروپيلن)

۷- ساير روشهاي متفرقه شامل نظير پيروليز كاتاليستي، تبديل داخلي اولفين‌ها، ..

با توجه به افزايش تقاضاي مصرف پروپيلن در سال هاي گذشته و در آينده ، شركت هاي چند مليتي تمركز ويژه اي بر روي توسعه فرايندهاي با بازدهي بالا داشته اند. دو روش تبديل پروپان به پروپيلن (PDH) و همچنين تبديل كاتاليستي متانول به الفين هاي سبك (MTO/P) با جديت و سرعت قابل توجهي در كشور چين و البته با كمي تاخير در منطقه آمريكاي شمالي در  حال به كارگيري است.

سهم روش هاي مختلف توليد پروپيلن در جهان در نمودار زير قابل مشاهده است:

 

تحليل فني اقتصادي روش هاي توليد پروپيلن و ارائه يك استراتژي

 

وضعيت مصرف پروپيلن در محصولات پايين دست آن در خاورميانه، تفاوت زيادي با وضعيت جهاني دارد. نمودار زير، ميزان مصرف پروپيلن در هر يك از محصولات پايين دست آن در خاورميانه را نشان مي دهد.

تحليل فني اقتصادي روش هاي توليد پروپيلن و ارائه يك استراتژي

 

منطقه خاورميانه با ظرفيت 11 ميليون تن و توليد 9 ميليون تن در سال پروپيلن بعد از مناطق آسياي شمال شرقي (كشورهاي چين، كره جنوبي، ژاپن و تايوان)، آمريكاي شمالي واتحاديه اروپا در جايگاه چهارم قرار دارد. چرا!

چنانچه ملاحظه مي شود 91% از پروپيلن خاورميانه در توليد پلي پروپيلن بكار گرفته مي شود. پيش بيني ها نشان مي دهد كه اين ميزان در سال 2022 به 86% كاهش مي يابد. ديگر محصولات پايين دست پروپيلن سهم بسيار كمي دارا مي باشند.

در حال حاضر ظرفيت اسمي توليد پروپيلن كشور عزيزمان ايران ۱ ميليون و ۱۱۵هزار تن در سال است كه تمامي اين ظرفيت مبتني بر روش هاي با بازدهي پايين مي باشد. ۹۵ درصد پروپيلن توليدي در كشور به پلي پروپيلن و تنها ۵ درصد آن نيز درپتروشيمي شازند اراك به دو اتيل هگزانول تبديل مي گردد. اين در حالي است كه ساير محصولات با ارزش موجود در زنجيره ارزش اين ماده استراتژيك به دلايل مختلف از جمله نبود پروپيلن كافي در داخل كشور توليد نمي شوند.

چهار روش اصلي توليد پروپيلن با ارائه استدلال هاي فني و اقتصادي مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرند و در نهايت يك چارچوب منطقي و يك استراتژي پيشنهاد خواهد شد

 

 

* روش اول توليد پروپيلن به روش پالايشگاهي (بازيابي جريان هاي پالايشگاهي در واحدهاي FCC/RFCC/DCC)): توليد پروپيلن به روش پالايشگاهي چندان اقتصادي نيست و در واقع پروپيلن محصول اصلي پالايشگاه نيست بلكه محصول ثانويه است كه چون خلوص آن كم است به آن كيميكال گريد مي گويند نه پليمر گريد لذا مي بايست اين محصول در برج هاي جداكننده واحدهاي الفيني وارد و پروپيلن از ساير ناخالصي ها جدا شود اگر بنا باشد براي اين موضوع واحد جدا سازي مجزا و مستقل ايجاد شود هزينه زيادي دارد بنا براين معمولا از ظرفيت خالي برج هاي جدا كننده واحدهاي الفين با خوراك مايع كه برج جدا كننده پروپيلن از پروپان و ساير برج هاي جدا كننده را دارند استفاده مي شود آن هم نه در مقياس زياد بلكه در مقياس ها پائين

 

** روش دوم توليد پروپيلن : كراكينگ با بخار

در حال حاضر بخش عمده پروپيلن توليدي جهان و كل پروپيلن ايران به اين روش توليد مي شود واحدهاي پتروشيمي جم، اميركبير، مارون، شازند و تبريز به اين شيوه پروپيلن توليد مي كنند. در فرآيند كراكينگ با بخار خوراك هاي مايع از قبيل لايت اند، LPG، نفتا و رافينت وارد كوره هاي مايع مي شوند. در دماي حدود 850 درجه و در معرض بخار مخلوط با DMDS پيوند ملكول هاي كربن شكسته مي شود و محصولاتي از قبيل اتيلن 30 درصد، پروپيلن18 درصد بنزين پيروليز 17درصد، رافينت برگشتي 15 درصد( شامل 45درصد 3-1 بوتادين و 55 درصد بوتان) ، cfo حدود 2 درصد، متان 16 درصد و هيدروژن حدود 2 درصد توليد مي شوند. قيمت نيمي از اين محصولات از قيمت ماده اوليه ارزان تر است با لحاظ قيمت حدود 450 دلار( متوسط خوراك هاي ياد شده) قيمت متوسط محصولات توليدي عبارتند از اتيلن 750 الي 800 دلار- پروپيلن 750 دلار- رافينت برگشتي اگر بوتادين آن جدا شود قيمت بوتادين 900 دلار و مابقي برابر همان قيمت خوراك است(البته براي جدا سازي بوتادين بايد واحد بوتادين احداث شود كه هزينه احداث آن بين 100 تا 200 ميليون دلار بر حسب ظرفيت توليد مي باشد)  بنزين پيروليز قيمت آن حدودا معادل قيمت خوراك است- cfo نصف قيمت خوراك، و متان و هيدروژن كمتر از يك سوم قيمت خوراك

با توجه به توضيحات فوق توليد پروپيلن از طريق كراكينگ خوراك هاي مايع چندان حاشيه سود مناسبي ندارد و معمولا حاشيه سود واحدهاي الفين خوراك مايع كمتر از ده درصد است و واحدهاي خوراك مايع اراك و تبريزسودشان بيشتر از طريق واحدهاي پائين دست الفين و تخفيف نرخ خوراك و برخي محصولات ارزشمند پليمري حاصل مي گردد.

 

***روش سوم توليد پروپيلن- روش جدا سازي هيدروژن از پروپان يا PDH:

در اين روش خوراك پروپان با خلوص حدود 95 درصد پس از گرم شدن در مبدل وارد كوره هاي پيش گرم مي شود و دماي پروپان به حدود 630 درجه مي رسد(در اين دما كركينگ يا شكستن ملكول پروپان اتفاق نمي افتد) پروپان داغ وارد رئاكتورهاي سري مي شود و در داخل رئاكتورها در معرض كاتاليست، دو هيدروژن پروپان جدا و به اين ترتيب پروپان به پروپيلن تبديل مي شود اما در مرحله اول فقط 33.5 درصد از پروپان ورودي به رئاكتورها تبديل به پروپيلن مي شود و مابقي پروپان ورودي واكنش نداده به همراه پروپيلن از رئاكتورها خارج و پس از خنك سازي وارد برج هاي جدا ساز مي شود و در برج D.P پروپان از پروپيلن جدا مي شود پروپيلن وارد مخزن پروپيلن مي شود و پروپان واكنش نداده مجدد وارد كوره ها مي شود و مجدد فرآيند قبلي تكرار و در نهايت كانورژن يا ميزان تبديل پروپان دريافتي به پروپيلن حدود 88درصد خواهد شد و12 درصد باقي مانده اتان و بوتان است كه در واحدهاي الفين خوراك مايع استفاده مي شوند.

قيمت پروپان بطور متوسط حدود 350 دلار تحويل واحدهاي PDH مي شود و88 درصد آن به پروپيلن تبديل مي شود كه قيمت آن حدود 750 دلار است با لحاظ كانورژن يا ضريب تبديل پروپان به پروپيلن حاشيه سود واحد هاي PDH مناسب تر از همه روش هاي توليد پروپيلن است. هزينه احداث يك واحد PDH با ظرفيت 600 هزار تن در سال حدود 500 ميليون دلار است. مهمترين عوامل تعيين كننده در سودآوري اين واحدها در مقابل واحدهاي مشابه عبارتند از 1- نوع تكنولوژي 2- قيمت پروپان

خاورميانه بعد از آمريكا، دومين توليد كننده بزرگ پروپان مي باشد كه حدود ۲۲% توليد جهاني را در اختيار دارد. خاورميانه با حدود ۲۰ ميليون تن صادرات در ۲۰۱۷، بزرگترين صادركننده پروپان در جهان مي باشد. همچنين خاورميانه پس از شمال شرق آسيا، ايالات متحده آمريكا و اروپاي غربي، چهارمين مصرف كننده بزرگ پروپان در جهان مي باشد. حدود ۹۲% پروپان توليدي در خاورميانه از طريق گاز طبيعي و تنها ۸% آن از طريق پالايشكاه نفت مي باشد. بيشترين پروپان توليدي خاورميانه براي صادرات مخصوصا به آسيا استفاده مي شود. بخشي از آن نيز براي مصرف داخلي بعنوان خوراك صنعت پتروشيمي بالاخص به صورت مخلوط پروپان و بوتان. جدول زير توليدكنندگان خاورمينه و ميزان توليد آنها طي سال هاي مختلف را نشان مي دهد.

سال

ايران

عراق

كويت

قطر

عربستان سعودي

تركيه

امارات

بقيه

مجموع

2010

4110

814

2200

4652

14167

228

3007

816

29994

2016

5249

913

2353

6177

14169

294

5528

692

35375

 

۶۲ در صد مصرف پروپان خاورميانه در صنعت شيميايي مي باشد. بزرگترين مصرف كننده خاورميانه عربستان سعودي با حدود ۱۰ ميليون و پس از آن ايران با ۲٫۵ و عراق با ۲٫۲ ميليون تن مصرف در ۲۰۱۷ مي باشند. با توجه به برنامه ريزي هاي انجام شده براي راه اندازي كامل فازهاي پالايشگاهي پارس جنوبي و استحصال گازهاي همراه نفت پيش بيني مي شود حجم قابل توجهي پروپان در آينده نزديك به توليد كشور عزيزمان افزوده شود.

در حال حاضر بخش عمده پروپان توليدي كشور بدون اينكه ارزش افزوده و اشتغال و زنجيره توليد به دنبال داشته باشد بصورت خام صادر مي شود و بخشي نيزبه همراه بوتان به عنوان سوخت LPG در داخل مصرف مي شود. ايران يكي از كشورهاي مهم صادر كننده پروپان در جهان است اين پروپان در واحد هاي PDH چين به پروپيلن و پلي پروپيلن و دها محصول با ارزش افزوده بالا تبديل و با قيمت هاي بيش از 3 برابر صادر مي شوند. مزيت ويژه ايران احداث واحدهاي PDH است و تاخيرهاي طولاني مدت در اين حوزه در آينده قابل توجيه و دفاع نخواهد بود.

روش توليد پروپيلن از پروپان در آينده نزديك روش وتكنولوژي غالب در جهان خواهد شد.

 

**** روش چهارم توليد پروپيلن از گاز متان: توليد پروپيلن از روشGTO يا MTO و GTPP

در اين روش گاز متان در واحد متانول به متانول با خلوص بالا تبديل مي شود و متانول در واحد MTO به اتيلن و پروپيلن تبديل مي شود بيش از 70 درصد اتيلن و مابقي پروپيلن اما در واحد MTP متانول به پروپيلن تبديل مي شود و محصول ثانويه بنزين پيروليز نيز توليد مي شود. در اين واحد ها حدود 3 تن متانول تبديل به يك تن محصول اتيلن پروپيلن مي شود و با توجه به قيمت متانول توجيه اقتصادي احداث واحد MTO براي مالك واحد MTO وابستگي بالايي به اطمينان به امكان فروش در بلند مدت و عدم نوسان بالاي قيمت متانول دارد اگر سرمايه گذار واحد توليد كننده متانول مطمئن باشد قيمت متانول در 5 يا 10 سال آينده سقوط زيادي نخواهد داشت و مدت زيادي كمتر از 20 درصد بعلاوه قيمت تمام شده نخواهد شد در اين صورت مالك واحد متانول در حال توليد توجيه اقتصادي و انگيزه زيادي براي احداث واحد MTO نخواهد داشت يعني اگر قيمت متانول از 150 دلار به بالا نوسان داشته باشد و ميانگين قيمت 5 ساله با لحاظ نوسانات قيمت حدود 180 دلار باشد مالك واحد متانول تمايل چنداني به احداث واحد MTO يا MTP نخواهد داشت مگر اينكه دولت مشوق هاي جذابي در قيمت خوراك جهت احداث واحد پائين دست اعمال نمايد. تصور مي شود ميانگين قيمت متانول در 5 سال آينده كمتر از 180 دلار نباشد.

اما براي سرمايه گذاراني كه تصميم به احداث واحد متانول دارند و مي خواهند بين احداث واحد متانول يا واحد MTO يا MTP تصميم گيري نمايند چند نكته در تصميم گيري آنها نقش تعيين كننده دارد كه عبارتند از:

1- افزايش عرضه در بازار متانول ممكن است روي قيمت متانول اثر بگذارد لذا مطالعه دقيق بازار متانول و افزايش توليد جهان در 10 سال آينده و افزايش نياز جهان در 10 سال آينده بايد دقيق بررسي و تحليل شود. در اين تحليل لازم است دقيقا مشخص شود متانول به چه مصارفي خواهد رسيد و آينده نياز در اين مصارف چه ميزان افزايشي مي باشد. مثلا اگر افزايش مصرف عمدتا در واحدهاي MTO چين و واحدهاي فرمالين است لازم است ميزان افزايش تقاضا در اين حوزه ها دقيق بررسي شود.

2- قيمت تمام شده متانول در ايران كمتر از ساير كشورهاي جهان است و دلايل آن هم عبارتند از قيمت مناسب تر گاز متان، قيمت برق مصرفي، قيمت اكسيژن مصرفي، هزينه نيروي انساني ماهر و ساير هزينه هاي توليد لذا در هر شرايطي توليد كنندگان متانول ايران توان رقابت با ساير رقباي خود را دارند مگر اينكه وارد كنندگان از ابزارهاي غير متعارف از قبيل تعرفه و تحريم و غيره استفاده كنند.

3- هم اكنون وزرات نفت و شركت ملي صنايع پتروشيمي مجوز احداث واحد متانول بدون صنايع پائين دست را نمي دهد لذا گر تخفيف 30 درصدي در نرخ خوراك براي حداقل 10 سال تثبيت و قطعي شود احداث واحد هاي GTO نيز از توجيه اقتصادي مناسب برخوردار خواهد بود و توليد كننده بر اساس شرايط بازار مي تواند نسبت به صادرات متانول يا اتيلن و پروپيلن تصميم گيري نمايد. يك واحد 1.65 ميليون تني متانول سالانه 1.4 ميليارد متر مكعب گاز متان براي خوراك استفاده مي كند كه كل هزينه خريد خوراك متان بدون لحاظ تخفيف 30 درصد نسبت به گاز متان تحويلي به واحدهاي مشابه پتروشيمي حدود 140 ميليون دلار مي شود و با تخفيف حدود 98 ميليون دلار يعني سالانه حدود 40 ميليون دلار تخفيف خوراك متان در سال اختصاص مي يابد از طرف ديگر در واحد GTO يا GTP خوراك 98 ميليون دلاري به 550 هزار تن محصول به ارزش كل 410 ميليون دلار در سال تبديل مي شود البته هزينه احداث واحد GTO زياد است و براي احداث واحد ذكر شده مي بايست جمعا 900 ميليون دلار سرمايه گذاري كرد بدون لحاظ واحدهاي يوتيليتي و واحد توليد اكسيژن لذا حجم سرمايه گذاري بالا است و حجم سرمايه گذاري اين روش براي توليد همان ميزان اتيلن يا پروپيلن نسبت به واحد يك ميليون تني الفين با خوراك مايع يا واحد 600 هزار تني PDH حدود 50 درصد بيشتر است اما چون خوراك ارزان تر است با نگاه بلند مدت مثلا با نگاه بازگشت سرمايه بالاي ده سال توجيه پذيري آن مناسب تر خواهد شد.

مزيت واحدهاي GTOنسبت به واحدهاي الفين و PDH هزينه كمتر خوراك و در نتيجه هزينه كمتر توليد است اما حجم سرمايه گذاري براي توليد ميزان مشابه اتيلن يا پروپيلن خيلي بالاتر است. و تنها براي سرمايه گذاراني در ايران جذابيت دارد كه بتوانند وام ارزي با بهره كم و تخفيف ويژه در نرخ خوراك دريافت نمايند.

 

حال سئوال اين است كه اگر MTO توجيه اقتصاي ضعيفي در ايران دارد چرا اين همه واحد MTO در نقاط مختلف جهان در حال احداث مي باشند؟ يا اگر واحد هاي MTO توجيه اقتصادي كمي دارند چرا شركتها چيني و آمريكايي پي در پي در حال احداث واحدهاي MTOو CTO(استخراج متان از ذغال سنگ و تبديل آن به الفين) هستند و تا كنون تعداد قابل توجهي واحد MTO در چين و ساير نقاط جهان احداث شده و طي ده سال آينده واحدهاي MTO حدود 20 درصد متانول توليدي جهان را به خود اختصاص خواهند داد. يعني بيش از 20 ميليون تن از متانول توليدي جهان در واحدهاي MTO مصرف خواهد شد. در حال حاضر واحدهاي MTO سالانه 12 ميليون تن متانول مصرف مي كنند هر واحد MTOبا ظرفيت 550 هزار تن محصول سالانه ۱.۶ ميليون تن متانول مصرف مي كند با توجه به پيش بيني منابع مختلف معتبر مصرف واحدهاي MTO طي ده سال آينده به 20 بيش از ميليون تن مي رسد يعني حدود 13 واحد MTO احداث مي شود و معناي آن اين است كه بين 8 تا 10 ميليارد دلار در اين حوزه سرمايه گذاري خواهد شد. سرمايه گذاري در واحدهاي GTO توجيه اقتصادي مناسب تري نسبت به MTO دارد (يعني سرمايه گذار نخواهد متانول را از شركت ديگري خريداري كند خودش مستقيما گاز متان را به متانول تبديل و متانول را در واحدMTO استفاده كند)خصوصاً در كشوري چون ايران كه گاز متان وافر ارزان قيمت وجود دارد و توجيه اقتصادي مناسبي خواهد داشت مشروط به اينكه اين سرمايه گذاري با وام هاي بلند مدت كم بهره انجام شود.

شركتهاي چيني و غيره كه براي احداث يك واحد CTO با ظرفيت 550 هزار تن اتيلن و پروپيلن حدود يك ميليارد دلار سرمايه گذاري مي كنند و حاشيه سود اين واحد ها با خوراك 15 تا 18 سنتي متان كمتر از 10 درصد مي شود. غالبا شركتهاي چيني گاز متان را از ذغال سنگ استحصال مي كنند و ضمن توليد كك گاز متان نيز توليد مي كنند كك با خلوص و قيمت بالا را به شركتهاي فولادي و غيره مي فروشند و از گاز متان در كنار سوخت براي توسعه صنعت پتروشيمي بهره برداري مي نمايند. چرا چنين سرمايه گذاري كلان با حاشيه سود كمي را انجام مي دهند؟ دليل آن اين است كه اين سرمايه گذاران حداكثر 15 درصد از سرمايه را خود تامين مي كنند و مابقي از طريق بانكها با بهره حدود 5 درصد تامين مي شود و دوره حداقل 5 ساله براي باز پرداخت اقساط وام از زمان بهره برداري واحد توليدي لحاظ مي گردد. از طرف ديگر دولت از اين شركت هاي سرمايه گذار به دليل سفارش ساخت تجهيزات به كارخانه هاي داخل كشورشان و اشتغال وتوسعه ناشي از آن حمايت مي كند و سياست هاي دولت در اين حوزه قابل اتكا و پايدار است. حتي اگر حاشيه سود سرمايه گذاري كمتر از 10 درصد باشد دولت چين و برخي كشورهاي مهم ديگر از اينگونه پروژه هاي زير بنايي كه نياز كشور به متانول، پروپيلن و اتيلن را تامين مي كند و در زير شاخه هاي اين دو محصول ارزشمند ميليون ها شغل ايجاد مي شود حمايت جدي مي كنند چرا كه استراتژي مشخص و جامعي در اين حوزه ها دارند.

يكي از بهترين شيوه ها براي سرمايه گذاري در اين حوزه آن است كه پروژه بصورتEPC به شركت معتبر بين المللي واگذار و آن شركت خود مكلف به تامين فاينانس باشد در مقابل بانك مركزي اين سرمايه گذاري را تضمين و طي قراردادهاي بين المللي حداقل ۷۰ درصد محصول طرح تا زمان بازپرداخت اصل و بهره سرمايه گذاري به شركت سرمايه گذار اختصاص يابد برخي از پتروشيمي هاي موجود در سالهاي ۱۳۷۳ تا ۱۳۸۴ به همين شيوه احداث و راه اندازي شدند. متاسفانه با تحريم گسترده ايران امكان اينگونه سرمايه گذاري ها از بين رفته وده ها ميليارد دلار مزيت سرمايه گذاري در حوزه هايي كه مزيت ويژه ايران براي رشد و‌شكوفايي اقتصادي است را از دست داده ايم.

اما در چين و آمريكا و بسياري كشورهاي ديگر از اين شيوه جذاب براي سرمايه گذاري هاي كلان استفاده مي شود. چگونه مي توان سرمايه گذاري در واحد هاي MTO را براي واحدهاي متانول موجود و سرمايه گذاري هاي آتي جذاب نمود:
۱تضمين سرمايه كذاري خارجي توسط بانك مركزي با دريافت اطمينان لازم و‌مدارك قابل اتكا از سرمايه گذار

۲تخفيف نرخ خوراك حداقل ۳۰ درصد به مدت ده سال

۳عدم دريافت هزينه خوراك از سرمايه گذار در دوره ۵ ساله بازپرداخت وام و تقسيط قيمت خوراك اين 5 سال در 5 سال دوم بهره برداري

 

جمع بندي:

براي كشوري چون ايران كه تا ده ها سال داراي ذخاير و توليد محصول ارزشمند پروپان مي باشد و سالانه بيش از 10 ميليون تن پروپان در كشور توليد خواهد گرديد منطقي ترين سناريو جهت توليد پروپيلن احداث واحد هاي PDH مي باشد هزينه سرمايه گذاري ثابت جهت توليد هر تن پروپيلن در واحد هاي PDH حدود 50 درصد كمتر از واحدهاي GTO است اما هزينه هاي جاري واحدهاي GTP در ايران حدود 30 درصد كمتر از هزينه عملياتي واحد هاي PDH براي توليد هر تن پروپيلن است. لذا با نگاه بازگشت سرمايه كوتاه مدت مثلا تا 5 سال و كاهش ريسك سرمايه گذاري واحدهاي PDH جذابيت بيشتري دارند نسبت به GTP و MTOدارند اما اگر استراتژي بازگشت سرمايه 10 ساله با استفاده از منابع بانكي با بهره كم مد نظر باشد و سرمايه گذار بتواند با 20 درصد آورده و دريافت 80 درصد مابقي از طريق وام با بهره كم و دوره بازگشت 5 سال بعد از بهره برداري، سرمايه گذاري نمايد احداث واحد هاي GTOو MTO جذابيت سرمايه گذاري بالايي خواهند يافت خصوصا براي كشوري چون ايران با خوراك متان فراوان و ساير امتيازهاي سرمايه گذاري

ساير روش هاي توليد پروپيلن در بلند مدت قابل رقابت با تكنولوژي هاي PDH و MTO نخواهند بود.سودآورترين و منطقي ترين شيوه توليد پروپيلن در ايران  استفاده از تكنولوژي PDH است لذا توصيه مي شود دولت استراتژي جامع مد نظر خود كه در بر گيرنده آخرين تحليل ها و مطالعات عميق كارشناسان مجرب و مديران با تجربه و كارشناس اين حوزه است را تصويب و تمامي بخشنامه ها و آئين نامه هاي لازم تهيه و به بانك مركزي، گمرك، وزارت نفت، سازمان امور مالياتي و همه دستگاه هاي مرتبط ابلاغ شوند و حتي چنانچه ضرورت دارد اين استراتژي جامع در مجلس شوراي اسلامي مصوب و به عنوان قانون با لحاظ تمامي ظرافت هاي آن ابلاغ گردد در اين صورت بستر براي سرمايه گذاري حداقل 10 ميليارد دلاري در توليد پروپيلن با استفاده از تكنولوژي هاي PDH و GTO و احداث صنايع و زير شاخه هاي بسيار متنوع و با ارزش آن فراهم خواهد گرديد. موارد ياد شده مزيت ها و فرصت هاي ويژه كشور ايران براي جذب سرمايه گذاري و توسعه پايدار و ايجاد اشتغال مولد است. عدم اقدام جدي و اتلاف زمان منجر به سرمايه گذاري ساير كشورها و از دست دادن فرصت ها خواهد شد. كمتر حوزه سرمايه گذاري به اندازه احداث واحدهاي PDH براي ايران جذابيت دارد و عدم اقدام منجر به از دست دادن اين فرصت و مزيت ارزشمند براي توسعه و رشد اقتصاد كشور خواهد گرديد.

 

http://nedayehamvatan.blogfa.com/