پيام نفت -رسانه خبري تحليلي نفت، گاز و انرژي : ماجراي كتك‌ خوردن سردار سليماني ومرتضي قرباني
سه شنبه، 9 مهر 1398 - 15:49 کد خبر:45011
پيام نفت:

 

دكترقاليباف در خاطره اي كه در وب سايت رسمي اش منتشر شده است مي نويسد:

حدود ساعت ٣ بعد از ظهر، به همراه سه نفر ديگر از فرمانده ها در ارتفاعات گولان بوديم. من، آقاي قاسم سليماني، آقاي مرتضي قرباني، و آقاي اسدي.
 
از ماموريتي بر مي گشتيم كه ديديم راه را آب گرفته و ماشينهايي كه نيروها را مي آوردند، در راه مانده اند و وضعيت بدي ايجاد شده بود. وانت ما هم در راه ماند و پياده از ارتفاعات بالا آمديم.
 
ديديم علت خراب شدن راه، اين است كه بچه هاي ادوات قرارگاه، براي كار گذاشتن قبضه هاي خمپاره ها، زمين رو كندند و خاكهايش را ريخته اند در جوي آب. آب هم مسيرش عوض شده بود و تا پايين، هم گل درست كرده بود و هم يخ زده بود. همين باعث شده بود تا راه خراب شود و ماشين ها در راه بمانند. بچه ها هم متوجه نبودند اين مسائل ايجاد شده است؛ ما هم بيل برداشتيم و خاكها رو جابه جا كرديم تا راه آب درست بشود.
 
در همين حين يكي از بچه هاي بسيجي آمد طرف ما و گفت: شما اينجا چي كار داريد؟ چه كار مي كنيد؟ به بيل ما چه كار داريد؟
 
آقاي قرباني گفت: ول كن... بگذار كارمون رو بكنيم و جر و بحث شد و او وقتي ديد تنهاست و ما چهار نفريم، برگشت آنطرف تپه، تا بقيه رفيقهايش را خبر كند!
 
دويد كه برود طرفشان، مرتضي قرباني احساس كرد طرف فرار كرده! دنبالش دويد و كلتش رو درآورد و يك تير هوايي زد! طرف رفت بالاي تپه، رفيقهايش را خبر كرد، برگشت و گفت كي تير زد؟! مرتضي گفت من زدم!
 
گفت تو بيخود كردي زدي... و محكم زد تو گوش مرتضي! مرتضي هم زد و حاج قاسم هم دويد كمك و آنها هم آمدند و خلاصه دعوا شد!
 
من ديدم اونها دارند همديگر رو مي زنند، بيل را رها نكردم و ادامه دادم و راه آب را باز كردم!
 
حاج قاسم را انداخته بودند روي ماشين و حسابي او را ميزدند! كمي گذشت و آنها نسبت به ما حدس هايي زدند. خلاصه بعد از كتك كاري رفتند 
 
از آن موقع هر وقت حاج قاسم را مي بينم مي گويد تو آن موقع سياست مداري كردي و با بيلت به كمك ما نيامدي! من هم مي گويم ما رفته بوديم جوي باز كنيم  نرفته بوديم دعوا كنيم كه!
 
http://bisemchi65.blogfa.com/post/44