پيام نفت -رسانه خبري تحليلي نفت، گاز و انرژي : الله‌كرم و ديگران ۱۸ تير ۷۸ كجا بودند؟
یکشنبه، 6 مرداد 1398 - 09:25 کد خبر:44853
پيام نفت:

حسين الله‌كرم، حضور انصار حزب‌الله را در درگيري‌هاي كوي دانشگاه ۲۰ سال پيش تكذيب، اما در ماجراي ۲۳ تيرماه خرم‌آباد را تأييد كرده است. او گفت: ما بعد از دوم خرداد استراتژي خود را از خيابان به سمت مساجد تغيير داديم: «بعد از دوم خرداد اتفاقا برعكس، تجمعات را تغيير داديم. ما تحت عنوان گام چهارم يا نوسازي معنوي تجمعات خود را به داخل مساجد برديم و بيش از ۵۰ جلسه بنده سخنران بودم و آقاي منصور ارضي دعاي كميل داشتند و در مساجد حضور داشتيم».
 
پايگاه خبري تحليلي انتخاب (Entekhab.ir) :


 

حسين الله‌كرم، حضور انصار حزب‌الله را در درگيري‌هاي كوي دانشگاه ۲۰ سال پيش تكذيب، اما در ماجراي ۲۳ تيرماه خرم‌آباد را تأييد كرده است. او در برنامه تلويزيوني دست‌خط گفت: ما بعد از دوم خرداد استراتژي خود را از خيابان به سمت مساجد تغيير داديم: «بعد از دوم خرداد اتفاقا برعكس، تجمعات را تغيير داديم. ما تحت عنوان گام چهارم يا نوسازي معنوي تجمعات خود را به داخل مساجد برديم و بيش از ۵۰ جلسه بنده سخنران بودم و آقاي منصور ارضي دعاي كميل داشتند و در مساجد حضور داشتيم».

به گزارش شرق، با اين حال او حضور انصار حزب‌الله را در ماجراي حمله به اردوي دفتر تحكيم وحدت در خرم‌آباد تأييد كرده است؛ اردويي كه قرار بود در آن سروش و كديور هم سخنراني كنند. «جريان ارزشي در خرم‌آباد در ۲۳ تير به ميدان آمد. در اشل خيلي كمتري بود كه جريان واقعي حزب‌اللهي بود كه به صحنه آمد و غائله را خاتمه داد».

او پيش‌تر به ماهنامه نسيم بيداري گفته بود: «در پارادايم شما، الله‌كرم‌ها تا زماني ارزش دارند كه آماده باشند روي ميدان مين بروند، تا زماني به آن‌ها علاقه داريد كه در جبهه‌ها از منافع شما دفاع كنند... شما سؤال كرديد آيا الله‌كرم جزء گروه فشار حمله‌كننده به كوي دانشگاه بوده است يا نه، من هم گفتم شوراي امنيت آقاي خاتمي اين مسائل را (از) الله‌كرم فاكتور گرفته...».

برخلاف سخنان الله‌كرم، اما ردپا‌ها چيز ديگري را مي‌گويد؛ از جمله اعترافات صريح عبدالحسين محتشم از اعضاي انصار كه آن روز‌ها هنوز از الله‌كرم جدا نشده بود. همچنين گزارش شوراي عالي امنيت ملي كه البته به جاي ذكر عنوان انصار حزب‌الله از گروه فشار نام مي‌برد و به برخي نام‌ها كه قاعدتا چهره‌هاي مشهوري بودند هم در گزارش اشاره شده بود كه البته در نسخه منتشرشده آن جلوي آن نقطه‌چين گذاشته شده است. در اين گزارش آمده است: «حضور برخي از افراد شخصي به عنوان گروه فشار از قبيل: (..) در اين مقطع محرز بوده و حضور اين افراد در تشديد درگيري‌ها مؤثر بوده است... حضور آقاي (..) از افراد شاخص وابسته به گروه‌هاي شناخته‌شده غيررسمي، در محوطه كوي با توجه به شناخته‌شدن وي نزد دانشجويان محرك‌زا بوده است. (درخصوص اين نيرو‌ها و چگونگي نحوه حضور آنان در بخش مربوطه توضيحات لازم داده خواهد شد)». آن بخش مربوطه البته هيچ وقت انتشار عمومي پيدا نكرد.

اين گزارش نشان مي‌دهد كه هم آن فردي كه نامش بدل به نقطه‌چين شده مشهور بوده و هم جريان متعلق به او. در ادامه اين گزارش آمده است: «بررسي‌ها نشان مي‌دهد دو دسته نيرو‌هاي شخصي متشكل از عناصر كادر و وظيفه نيروي انتظامي و دسته ديگر از نيرو‌هاي موسوم به گروه‌هاي شناخته‌شده و برخي افراد ديگر بوده‌اند. از نظر روحي وضع دو طرف بسيار ملتهب گزارش شده است. در همين زمان به تدريج نيرو‌هاي شخصي افزايش مي‌يابند. برخي از فرماندهان ناجا اظهار مي‌دارند نيرو‌هاي شخصي ناجا را تشويق به حمله نموده و با الفاظي زشت مانند... آن‌ها را به خاطر عدم حمله و كوتاهي در برخورد با دانشجويان مورد سرزنش قرار مي‌دادند. فرمانده يادشده معتقد است بدين ترتيب فشار رواني از دو سو (دانشجويان و نيرو‌هاي شخصي) به ناجا وارد مي‌شده است».

عبدالمجيد محتشم يكي ديگر از اعضاي انصار حزب‌الله كه بعدا از طيف الله‌كرم جدا شد هم در مصاحبه‌اي گفته است: «ما مراقب و مترصد اوضاع بوديم، ولي وارد كوي نشديم. در شلوغي‌هاي دانشگاه در سال ۷۸ يك روز افراد مخالف و به اصطلاح دانشجو كه در داخل آن‌ها منافقين و گروه‌هاي ديگر نيز نفوذ كرده بودند در داخل خيابان آمده بودند و در حال اغتشاش بودند. آن‌ها وقت غروب در ميدان انقلاب مستقر بودند و در واقع ميدان در دست آن‌ها بود. نيرو‌هاي انتظامي و اطلاعاتي نيز در اطراف آن‌ها را در كنترل داشتند. بچه‌هاي ما در فاصله بين در اصلي دانشگاه تهران تا ميدان انقلاب مثل يك مانور نيرو‌هاي ضد شورش حضور داشتند... پياده بودند البته با خودشان چوب داشتند و براي مقابله رجزخواني مي‌كردند. اين افراد كه حدود ۳۰ الي ۴۰ نفر بودند حلقه نيرو‌هاي انتظامي را مي‌شكنند و در جمع معترضين حضور پيدا مي‌كنند».

اما بخوانيم روايت خود ده‌نمكي را از آن روزها. او كه يكي ديگر از چهره‌هاي شاخص انصار حزب‌الله بود مي‌گويد كه به عنوان عضو آن جمعيت و به عنوان خبرنگار آنجا حضور داشته است: «من به‌عنوان يك خبرنگار شاهد عيني بودم. سيستم ارتباطي يا بي‌سيم يا تلفن‌هاي همراه يقينا و مسلما بين گروه‌هاي دانشجويي برقرار بوده، چون به راحتي با همديگر ارتباط داشتند... وقتي مطمئن شدم كه جرياني به نام حزب‌الله و گروه‌هاي شناخته‌شده حزب‌الله در برنامه امروز حضور ندارد، محوطه دانشگاه را ترك كرده و راهي نمازجمعه شدم... فقط مهم‌ترين نقشي كه حزب‌الله ايفا كرد، در سركوب فاز دوم بحران بود؛ يعني اگر حزب‌الله نبود، هيچ جايي براي اين حضرات از چپ چپ گرفته تا راست راست نبود».

ژيلا بني‌يعقوب روزنامه‌نگار هم روايت عيني خود را از آن روز‌ها در گزارشي در روزنامه صبح امروز اين‌گونه شرح داده بود: «در بيرون كوي وضع به ميدان نبرد شبيه‌تر بود تا يك خيابان دانشگاهي. خيابان اميرآباد شمالي سنگربندي شده بود... دانشجويان در يك سو و انصار حزب‌الله در مقابل يكديگر صف‌آرايي كرده بودند. دانشجويان مواضع استقرار خود را با نرده‌هاي سبزرنگي كه از داخل كوي آورده بودند، مشخص كرده بودند... براي چند دقيقه آرامش حكمفرما شده بود. از آن‌سو گاز اشك‌آور پرتاب نمي‌شد، از اين سو هم كسي سنگ نمي‌زد. به آن سو نگاه كردم مردي بر شانه‌هاي كس ديگري ايستاده بود و براي ديگران سخن مي‌گفت. دانشجويي فرياد زد: نگاه كنيد، يكي از رهبران انصار است، دارند سازماندهي مي‌كنند».

آن روز علي ربيعي هم به نمايندگي از دولت براي آرام‌كردن دانشجويان آمده بود كه سخنانش حضور انصار حزب‌الله را تأييد مي‌كند. او گفته بود: «ما نگرانيم يك آشوبي راه بيندازيد، وضع را از اين بدتر كنند. من با آقاي رئيس‌جمهور (خاتمي) تلفني صحبت كردم. قرار ما اين شد؛ من و چند نفر ديگر از دوستان به كوي بياييم. ما نيروي انتظامي را رد كنيم، انصار هم اگر ايستادند، دستگير شوند... شما هم به داخل خوابگاه‌هايتان برگرديد... شما بايد برگرديد داخل كوي. نيروي انتظامي و انصار هم مي‌روند... آن‌ها گفته‌اند اگر شما تا «كوي» عقب برويد، آن‌ها هم تا اتوبان «جلال آل‌احمد» عقب مي‌روند...».

دانشجويان در پاسخ به او گفته بودند: «آقاي ربيعي! اگر مي‌خواهيد با ما صحبت كنيد... خب اول آن‌طرفي‌ها را رد كنيد، بروند... تا آن‌ها را رد نكنيد ما با شما صحبت نمي‌كنيم... ما امنيت نداريم. اگر امشب دوباره به ما حمله كنند، چي؟... شما «انصار» را رد كنيد، بروند... ما بايد بدانيم چه كسي از انصار حمايت مي‌كند. تا نفهميم آرام نمي‌شويم... مگر شما زورتان به انصار مي‌رسد. هيچ‌كس زورش نمي‌رسد، هيچ‌كس... آقاي ربيعي! «انصار» گاز اشك‌آور از كجا مي‌آورد؟ مگر اينجا جبهه جنگ است؟ به جاي اينكه ما را به خوابگاه بازگردانيد، نيرو‌هاي انصار را از خيابان‌ها جمع كنيد... چرا آن‌ها به خاطر اعمال خلاف قانونشان هيچ‌وقت مجازات نشده‌اند؟... ما مي‌خواهيم بدانيم گروه انصار از كجا تغذيه مي‌شوند... به حريم خوابگاه ما تجاوز شده است... چرا هميشه ما بايد كوتاه بياييم نه نيرو‌هاي انصار...».