پيام نفت -رسانه خبري تحليلي نفت، گاز و انرژي : تعريف و كاركرد حزب
شنبه، 29 تیر 1398 - 15:27 کد خبر:44820
پيام نفت:
1. حزب مستلزم وجود سازمان و تشكيلات پايداري است كه حيات سياسي آن ازحيات بنيانگذاري آن فراترباشد.
2. تشكيلات حزبي داراي سازمان مستقر در محل، همراه با زير مجموعههايي باشد كه درسطح ملي فعاليت داشته و بايكديگر روابط منظم و متقابلي داشته باشند.
3. اراده رهبران ملي و محلي سازمان براي كسب قدرت استوار باشد.
4. حزب بايد در پي كسب حمايت عمومي باشد و ازپشتيباني مردم برخوردار باشد.
شرط اول ضامن دوام و بقاي حزب و استقلال آن از بنيان گذاران اوليه آن است اين شرط فرق احزاب جديد با هر گونه گروه و يا دارودستههاي قدرت طلب و وابسته به اشخاص جريانهاي سياسي و دولت را مشخص ميسازد. شرط دوم فرق حزب و گروههاي پارلماني كه فاقد تشكيلات مستقر در يك محل و فاقد فعاليت در سطح ملي است را نشان ميدهد. شرط سوم وجه تمايز حزب و گروههاي ذي نفوذ و فشار است و شرط چهارم ويژگي دموكراتيك احزاب جديد و فرق آنها را با گروههاي بريده از مردم يا گروههاي چريكي را ياد آور ميشود و وجه تمايزي است بين احزاب سياسي و گروههاي تروريستي. از سوي ديگر اين معيار، رابطه نزديك احزاب و انتخابات را آشكار ميسازد.
دريك تعريف جامع، حزب سياسي را ميتوان چنين تعريف كرد:«حزب يك گردهماي پايدار گروهي ازمردم است كه داراي عقايد مشترك و تشكيلات منظم اند و با پشتيباني مردم براي بدست آوردن قدرت سياسي از راههاي قانوني مبارزه ميكنند»
كاركردهاي احزاب سياسي
كاركردهاي احزاب واقعي، همواره موجب ثبات سياسي و امنيت در هرنظام سياسي است. يكي از كلانترين و بهترين نگرش به كاركرد احزاب، نگرش سيستماتيك ساختاري ـ كاركردي است اين نگرش در دهه 1960وارد علوم سياسي شد و مدافعاني چون گابريل آلموند، جيمزكلمن و بينگام پاول يافت. از اين ديدگاه حزب به منزله يك فرد از سيستم اصلي نظام سياسي و اجتماعي عمل ميكند و با ايفاي نقش جعبه سياه داراي درون دادها و برون دادها و بازخوراست. دادهها يا درون دادها، حاوي مجموعه اطلاعات و خواستههاي انتقالي به درون حزب است و يافتهها و برون دادهها عبارتند ازكليه تصميمها، مقررات، شعارها، موضعگيريها، خواهشها، جهتگيريها، تاكتيكها، راهبردها و...كه ازجعبه سياه (حزب) خارج شده و دراختيارجامعه، دولت و ساير نهادهاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي قرار ميگيرد. بازخورد هم عبارت است از بازتاب آن دسته از يافتهها كه دوباره به صورت دادهها وارد جعبه سياه شده و به صورت يافتههاي جديد ازآن بيرون ميآيند كه دراين نقش تعبير و تفسير دادهها صورت ميگيرد. بنابراين حزب ماشيني است كه مسائل را از سطح جامعه جمع آوري كرده و پس از تحليل و دسته بندي به نهادهاي تصميم گيري دولت، پارلمان و... عرضه ميدارد
برخي از مهمترين كاركردهاي احزاب سياسي
1. احزاب ميتوانند به عنوان ابزاري براي استخدام سياسي و مجرائي براي اعمال فشاراز پايين به بالا عمل كنند
2. احزاب فرصتهايي را براي تشكيل ائتلافهايي از صاحبان منافع قدرتمند سياسي به منظور حفظ و تداوم حكومت فراهم ميآورند
3. احزاب سياسي بعنوان نهادهاي ضروري براي حفظ ثبات سياسي درنظر گرفته ميشوند. هانتينگتن با الهام از دوتوكويل ياد آورميشود، كل نظام سياسي موقعي كار آمداست كه از درجه بالاي نهادينگي برخوردار باشد وي معتقد است ازآنجاي كه نيروهاي جديد اجتماعي، كه طي فرايند نوسازي به وجود آمده اند، خواهان مشاركت سياسي درسطح گسترده هستند لذا ثبات جامعه در گرو جذب اين سطح فزاينده ازمشاركت سياسي درسطح گسترده هست. احزاب ميتوانند به شكلي سازنده و مشروع به عنوان ابزارهاي نهادي اصلي براي سامان دهي اين مشاركت سياسي عمل نمايند 
5. برخورد و انتقاد از حكومت وسعي در جلوگيري از انحراف حكومت اكثريت ازمعيارهاي ارزش و مصالح و منافع ملي با نظارت دائم
6. بالابردن ضريب صحت تصميم گيريهاي سياسي و سياستگذاريهاي راهبردي و كاهش احتمال خطا با افزايش مشاركت و تضارب آراء درسطح نخبگان وعموم جامعه
انتخابات
موريس دوورژه انتخابات را ميوه همگاني شدن حق رأي ميداند در نتيجه فرايند تشكيل نخستين احزاب سياسي را به رقابتي شدن انتخابات گره ميزند. با توجه به اينكه هيچ انساني به مجرد انسان بودنش خالي از خطا و اشتباه نيست، دولتمردان نيز ازاين امرمستثني نميباشند براي آنكه اشتباه دولتمردان به حداقل برسد لازم است از افكار و انديشهها و طبقات مختلف جامعه مشورت بگيرند همچنين مردم براي اينكه بتوانند در فرايندهاي سياسي مشاركتي فعال داشته باشند و قدرت را نيزكنترل كنند فرايندي با نام انتخابات در يك نظام سياسي حائزاهميت ميشود. انتخابات ابزاري است كه به وسيله آن ميتوان اراده شهروندان را در شكل گيري نهادهاي سياسي و تعيين متصديان اعمال اقتدار سياسي مداخله داد. انتخابات سلسله اقدامات و عمليات منسجم و پيوستهايي است كه در يك محدوده جغرافيائي مشخص و در زمان محدود و معين صورت ميگيرد و منجر به برگزيده شدن فرد يا افراد و يا موضوعي خاص ازسوي اكثريت مردم ميشود. انتخابات رايج ترين واژه سياسي در كشورهاي دموكراتيك و طريقه اصلي تعيين مقامات انتخابي است . 
نقش احزاب در انتخابات
احزاب سياسي ارتباط وثيق و عميقي با كليه وجوه سياست به ويژه انتخابات دارد. احزاب سياسي باسازمان دادن به انديشه ها و گرايشهاي سياسي موجود در جامعه در عين حالي كه عامل تقسيم كردن و متشكل ساختن مردم به شاخهها و بخشهاي گوناگون اند، عامل نزديك كردن و تلفيق نمودن خرده گرايشهاي فردي و اجتماعي در قالب دكترينها، ايدئولوژيها و يا نظامهاي انديشه اي كم و بيش منسجم ميباشند اين معني، طبعاً به مبارزههاي انتخاباتي ابعاد عميق تري ميبخشد و معني و مفهوم موضوعات مورد مبارزه را از شكل فردي و گاهي سطحي خارج كرده و به آن رنگ و بوي فلسفي، اجتماعي و فرهنگي ميافزايد و به صورت مسائل سازمان يافته تر به بازار سياست عرضه خواهد كرد. همچنين انتخابات حزبي بر انتخابات بدون حزب، رجحان و برتري دارد. چرا كه در صورت نخست(حزبي) تعداد نامزدهاي انتخابات معقول ترخواهد بود و اين امر خود از پراكندگي آراء شهروندان جلوگيري بعمل ميآورد و قدرت نمايندگي منتخبين را افزايش خواهد داد. درحالي كه اگر احزاب وجود نداشته باشد، شهروندان هم از حيث نامزدي و هم از جهت رأي دادن دچار پراكندگي گرديده وطبعاً ضريب قدرت پشتيباني نمايندگان كاهش خواهد يافت و عمل رأي دادن به جاي اينكه برمأخذ برنامه سياسي يا فكر و انديشه مرامي و مسلكي باشد بر پايه وابستگي به شخصيتها و لزوماً احساسي يا سطحي خواهد بود. در طول جريان انتخابات علاوه بر دستگاههاي رسمي أخذ رأي و نظارت، نمايندگان احزاب و گروههاي سياسي نيزبراي تائيد درستي انتخابات و مراقبت در حسن اجراي آن شركت دارند و ارزيابي پيروزي يا شكست احزاب سياسي در جريان انتخابات بدرستي و باخطاي كمتري صورت ميپذيرد. در نظام سياسي اروپا بدليل اينكه احزاب سياسي در ساختار حكومت تعريف شده هستند و جايگاه ويژه اي دارند، مانند احزاب كارگر و محافظه كاردر انگلستان كه هميشه قدرت در دستان يكي از اين دو حزب قرار دارند. اساساً جريان امور سياسي بدون احزاب محال شده است لذا عملاً اين امكان وجود ندارد كه افراد غيرحزبي بتوانند قدرت را بدست گيرند لذا يك ثباتي در دست به دست شدن قدرت در اين كشورها مشاهده ميشود. از اين رو ميان انتخابات و احزاب سياسي پيوند و ارتباط نزديكي وجود دارد زيرا احزاب سياسي در هدايت و آماده سازي مردم به پاي صندوق رأي و معرفي چهرههاي كانديداتور نقش مؤثري دارند. در اين ديدگاه نوعي رابطه دوسويه ميان احزاب سياسي و دموكراسي برقرار ميشود. از يك طرف دموكراسي بعنوان بستر ظهور و شكل گيري و نهادينه شدن احزاب سياسي مطرح ميگردد و از سوي ديگر حزب سياسي پله صعود موفقيت آميز روند توسعه سياسي كه مشاركت سياسي شهروندان از شاخص هاي مهم آن است را فراهم ميكند.