پيام نفت -رسانه خبري تحليلي نفت، گاز و انرژي : نقش آيت‌الله رفسنجاني در جنگ تحميلي/ حسين علايي
چهارشنبه، 23 خرداد 1397 - 02:22 کد خبر:44286
پيام نفت:

جماران -تهران


 آيت‌الله اكبر هاشمي‌رفسنجاني از انقلابيون بزرگو سياستمداراني است كه نقش بسيار موثري در كمك به حل تمامي بحران هاي پديدآمده عليه انقلاب اسلامي داشته است.

به گزارش جماران، در هيچ صحنه اي از وقايع جمهوري اسلامي جاي او خالي نيست و همواره ايشان براي نيل به اهداف انقلاب اسلامي و رشد و بالندگي ايران عزيز در تمامي دوران حيات جمهوري اسلامي ايران فعاليت هاي اثربخش و قابل تحسيني داشته است. از جمله بحران هاي مهمي كه هاشمي در آن ها نقش درخور و شايسته اي ايفا كرده است، دوران جنگ تحميلي است. 

آغاز جنگ 
وقتي صدام حسين جنگ عليه ايران را شروع كرد، هاشمي رفسنجاني بلافاصله در ستاد ارتش حاضر شد و به بررسي چگونگي مواجهه با اين بحران غيرمنتظره پرداخت. او به چيزي جز "دفع تجاوز دشمن" و "حفظ تماميت ارضي" ايران فكر نمي كرد و چاره كار را دميدن روح ايستادگي در ملت ايران و بكارگيري توان نيروهاي مسلح عليه قواي ارتش متجاوز بعثي مي دانست. اين "سياستمدار روحاني" در تبيين ديدگاه امام خميني براي سازماندهي يك "دفاع مردمي" تلاش و كوشش بسياري كرد. او از موفق ترين خطيبان نماز جمعه بود كه انديشه دفاعي اسلام را براي مردم در خطبه هاي تحليلي نماز جمعه بيان مي كرد و مردم را تشويق به حضور داوطلبانه در ميدان هاي دفاع از كشور مي كرد. خطبه هاي نماز جمعه او براي "دوست و دشمن"،"موافق و مخالف" و بويژه "رزمندگان" حاضر در جبهه ها كه تجزيه و تحليل عمليات خود را از زبان "يار معتمد امام" مي شنيدند، جذابو شيرين بود. 

نماينده امام در شوراي عالي دفاع 
با تشكيل شوراي عالي دفاع، آيت الله هاشمي رفسنجاني به عنوان يكي از نمايندگان امام خميني در اين شورا برگزيده شد. حضور او در شوراي عالي دفاع موجب شده بود تا وي با واقعيات مسائل سياسي و صحنه واقعي جنگ به طور مستمر درگير باشد و مشكلات رزمندگان و مدافعين جبهه ها را بهتر درك كند. بنابراين هم در مذاكرات با هيئت هاي مختلف سياسي خارجي در باره جنگ حضور فعال داشت و هم براي پيروزي رزمندگان در صحنه هاي عمليات، پشتيباني هاي لازم قانوني و بودجه اي و تداركاتي را از موضع رئيس مجلس شوراي اسلامي انجام مي داد. 

تداوم جنگ 
اما نقش مهم تر هاشمي از لحظه فتح خرمشهر در سوم خرداد 1361 به بعد و در تداوم جنگ نمايان مي شود. در تصميم گيري براي چگونگي ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، او از كساني است كه معتقد به داشتن دست بالاتر نسبت به عراق براي خاتمه دادن به جنگ از طريق "مذاكره سياسي" است. گرچه وي معتقد است كه نظاميان، بويژه مرحوم تيمسار قاسمعلي ظهيرنژاد رئيس ستاد مشترك ارتش، امام را در دو جلسه شوراي عالي دفاع كه پس از فتح خرمشهر در محضر امام خميني منعقد شد،قانع به عبور از مرز تا پدافند در ساحل اروندرود كردند ولي هاشمي رفسنجاني رسيدن به اين مانع طبيعي دفاعي را امكاني براي يافتن موقعيت نظامي برتر نسبت به ارتش عراق براي پايان دادن شرافت آميز به جنگ تحميلي از طريق"مذاكره" و "مصالحه"و "تحميل شرايط ايران" بر صدام حسينمي دانست. لازم به ذكر است كه در جلسه شوراي عالي دفاع، استدلال رئيس ستاد مشترك ارتش اين بود كه "مرز يك بيابان است و نمي توان هزاران رزمنده را در آن نگاه داشت. بايد تا كنار رودخانه اروندكه يك مانع طبيعي است پيشروي كرد تا بتوان با نيروي كمي در برابر ارتش متجاوز بعثي پدافند كرد".فرمانده كل سپاه نيزاستدلال تيمسار ظهيرنژاد را تاييد كرد و اضافه كرد كه شهرهاي خرمشهر و آبادان با فاصله 500 متر از خط مقدم دشمن زير آتش خمپاره هاي ارتش عراق هستند و توقف ما در مرز كه متكي بر هيچ عارضه اي نيست، اجازه دفاع از كشور را نمي دهد. 

فرماندهي جنگ
با ناكامي در عمليات رمضان و بروز اختلاف بين فرماندهان ارتش و سپاه، هاشمي رفسنجاني به صحنه عمليات نزديك تر شد. از آنجا كه فرماندهان ارتش و سپاه، بسياري از مشكلات و معضلات خود را براي هاشمي به عنوان فردي نزديك به امام خميني مطرح مي كردند، او در پي هماهنگي بيشتر بين اين دو نهاد نظامي برآمد. با افزايش ناهماهنگي ها بين ارتش و سپاه و تداوم عمليات هاي ناموفقي مثل والفجر مقدماتي، امام خميني به اين نتيجه رسيد تا فردي را به عنوان هماهنگ كننده نيروهاي مسلح برگزيند تا ظرفيت هاي سپاه و ارتش در مكمل و هماهنگي با يكديگر بهتر عليه قواي دشمن بكار رود. بر همين اساس ايشان طي حكمي در 30 بهمن ماه سال 1362 هاشمي رفسنجاني را به سمتفرمانده عمليات هاي موسوم به والفجر و در واقع فرماندهي جنگ منصوب كردند.اين در حالي بود كه عدم موفقيت هاي پي درپي در جبهه ها هيچ جاذبه اي براي بر عهده گرفتن مسئوليت فرماندهي جنگ در آن مقطع زماني در بر نداشت. با صدور اين حكم، هاشمي رفسنجاني قرارگاه خاتم الانبياء را تشكيل داد و حضور بيشتري در مناطق عملياتي پيدا كرد. قبل از آغاز عمليات خيبر در جلسات فرماندهان رده هاي مختلف عملياتي ارتش و سپاه با آقاي هاشمي رفسنجاني مشخص شد كه ايشان ذهني منظم داشتهو داراي دقت بالايي در اخذ ديدگاه هاي نظامي است و در باره طرح هاي عملياتي فقط شنونده نيست بلكه در باره چرايي هر تصميم بحث مي كند و سوالات دقيقي را مطرح مي نمايد. او از انجام هر عمليات، به دنبال راهي براي "پايان دادن به جنگ"مي گشت. هاشمي رفسنجاني "تداوم جنگ" را تنها براي رسيدن به "صلح پايدار"مي پسنديد و به دنبال راه حلي براي خاتمه دادن به تخاصم بين دو كشور با حفظ حقوق ايران بود. 

هاشمي رفسنجاني در اثناي جنگ با توجه به "واقعيات صحنه عمليات" و شناختي كه از "قابليت ها و توان خودي" و نيز "توان و ظرفيت هاي ارتش عراق"بدست آورده بود، و با توجه به "حمايتي" كه قدرت هاي بزرگ و بويژه كشورهاي پولدار عربي مثل عربستان از صدام حسين مي كردند، يك تعريف عملياتي از شعار "جنگ جنگ تا پيروزي"كه امام خميني به دنبال آن بود، ارائه داد و به دنبال "كوتاه كردن دوران جنگ" و پايان دادن به مخاصمه بود.هاشمي"پيروزي" را تصرف يك منطقه استراتژيك از خاك عراق مثل بصره يا مناطق نفت خيز جنوب عراق مي دانست تا بتوان از موضع قدرت،باقيمانده سرزمين هاي ايران را آزاد كرد و جنگ را از طريق "مذاكره سياسي"به پايان برد و راه را براي پيشرفت و آباداني دو كشور باز كرد. با همين ديدگاه بود كه ايشان از طرح ريزي عمليات خيبر و بدر كه بر اساس آن، قواي ايران به كنار رودخانه دجله مي رسيدند و چاه هاي نفت جزاير مجنون را در اختيار مي گرفتند، استقبال كرد. رفسنجاني قبل از انجام عمليات بدر در سال 1363 در جمع فرماندهان ارتش و سپاه در قرارگاه مركزيخاتم الانبياء طي بيانات جامعي در نهايت مطالبي به اين مضمون گفت: شما اين عمليات را با موفقيت انجام دهيد و راه بصره به بغداد را مسدود كنيد، ما جنگ را پايان مي دهيم. او همين استراتژي را تا آخر جنگ دنبال كرد و به دنبال انجام يك "عمليات سرنوشت ساز" بود تا بتواند جنگ را با دست بالا خاتمه دهد. البته در آن زمان برخي مفهوم اين استراتژي را به گونه ديگري درك و مطرح كردند و در بيانات خود مي گفتند: امام مي گويد "جنگ جنگ تا پيروزي" ولي آقاي هاشمي رفسنجاني مي گويد: "جنگ جنگ تا يك پيروزي". در حالي كه به نظر مي رسد آقاي هاشمي رفسنجاني آنچه را كه "عملي و اجرايي" بود و با "واقعيات ميدان نبرد" و"توان پشتيباني كشور" و "اوضاع سياسي جهاني"همخواني داشت و عملا قابل انجام بود را مطرح مي كرد و مي خواست نظر امام خميني را براي نيل به پيروزي، عملياتي كند و از ميزان خسارات جنگ بكاهد و ايران را به هدف ناكام گذاشتن دشمن از تحميل جنگ بر جمهوري اسلامي برساند. در نهايت هم جمهوري اسلامي ايران، جنگ را پس از 8 سال با توجه به شرايط واقعي صحنه عمليات و منافع كشور خاتمه داد. 

تقويت بنيه دفاعي كشور
در تحقق بخشي به شعار "جنگ جنگ تا پيروزي"، آقاي هاشمي رفسنجاني به تقويت بنيه دفاعي كشور و قدرت رزمي نيروهاي مسلح همت گماشت. در بين سياستمداران و روحانيان، ايشان مسلط ترين فرد به مسائل نظامي و برنامه هاي عملياتي در بينمقامات آن روز كشور بود. حضور ايشان به عنوان فرمانده جنگ اين فرصت را پديد آورده بود تا هاشمي رفسنجاني هم با اصطلاحات نظامي و فرهنگ جبهه و هم با تاكتيك ها و تكنيك هاي عملياتي آشنا شود و بهتر از هر كسي نيازهاي ميدان جنگ را درك كند. به همين دليل بود كه ايشان به تامين موشك هاي زمين به زمين و ساحل به دريا براي نيروهاي مسلح روي آورد و موفق شد كه با دوستي با كشورهايي مانند سوريه و ليبي تعداد معدودي موشك با اعزام آقاي محسن رفيقدوست به اين كشورها دريافت كند. 

توسعه صنايع موشكي
هاشمي رفسنجاني مي دانست كه با تعداد معدودي موشك نمي توان با قدرت هوايي و موشكي فزاينده عراق كه متكي به منبع قدرت هاي بزرگ مثل روسيه و چين و فرانسه است، مقابله كرد، لذا بلافاصله صنايع موشكي سپاه و جهاد را با خلاقيت مهندسان برجسته ترين دانشگاه هاي ايران بنيانگذاري كرد و با در اختيار گذاشتن نمونه هايي از موشك هاي وارداتي، عملا تحقيقات براي توليد موشك هاي دوربرد در ايران آغاز شد. در واقع آيت الله هاشمي رفسنجاني را بايد پدر صنايع و قدرت موشكي ايران به حساب آورد كه به صورت همه جانبه از توسعه اين صنعت در ايران حمايت مي كرد. بكارگيري و ساخت انواع موشك هاي اسكاد، كرم ابريشم و ضد تانك تاو ثمره اين همت بلند است. 

او همچنين از هر فرصتي براي بازسازي توان موشكي ايران بويژه موشك هاي ضد هوايي هاوك و نيز تامين قطعات هواپيماهاي جنگنده استفاده مي كرد.با اين تلاش ها بود كههاشمي توانست با توجه به نياز آمريكايي ها و فرانسوي ها به آزاد سازي گروگان هاي خود در لبنان، مقادير قابل توجهي قطعات و موشك هاوگ و نيز موشك تاو را در سال 1364 تهيه كند كه اقدام موثري در ماجراي مك فارلين بود. 
در چهار سال آخر جنگ، آقاي هاشمي رفسنجانيبه همراه ساير مسئولين كشور،ظرفيت كشور را با كمك دولت آقاي مهندس ميرحسين موسوي به جبهه ها سرازير كردو توان نيروهاي مسلح از جمله توان مهندسي جنگ را با كمك ستاد جنگ جهاد سازندگي تا حد امكان براي انجام عمليات هاي بزرگ در راستاي تحقق اهداف ايران،بسيج كرد. در همين دوران بود كه عمليات هايي مانند فتح فاو، كربلاي 4 و شلمچه(كربلاي5) و نيز عمليات والفجر10 از سال 1364 تا ابتداي سال 1367 با فرماندهي و پشتيباني ايشان و با شجاعت و فداكاري هاي رزمندگان اسلام انجام شد.

جانشين فرمانده كل قوا 
با گسترش جنگ و فراگير شدن آن در حمله به شهرها و توسعه جنگ شيميايي و افزايش حملات عراق به بنادر نفتي ايران و نفتكش ها در خليج فارس، امام خميني در 12 خرداد ماه سال 1367 آيت الله هاشمي رفسنجاني را به سمت "جانشين فرمانده كل قوا" با تمام اختيارات منصوب كرد تا ايشان بتواند تمامي امكانات دولت و نيروهاي مسلح را در مقابله با ارتش بعثي عراق بكار گيرد. آقاي هاشمي رفسنجاني به منظور درگير كردن بيشتر دولت با مسائل جنگ، نخست وزير را به سمت رئيس ستاد فرماندهي كل قوا و برخي از وزرا و فرماندهان جنگ را در مسئوليت هاي ستاد فرماندهي كل قوا بكار گرفت. 

خاتمه دادن به جنگ 
مهمترين نقش آيت الله هاشمي رفسنجاني را بايد در خاتمه دادن به جنگ تحميلي در سال 1367 دانست. ايشان از انجام اقدامات سياسي و ديپلماتيك براي پايان دادن به جنگ حمايت مي كرد. گرچه وزارت امورخارجه در آن زمان ابتكار عمل صلح خواهي را در فعاليت هاي ديپلماتيك، علم نكرده بود و تا حدودي دفاعي عمل مي كرد ولي هاشمي رفسنجاني از تلاش براي تصويب قطعنامه اي به نفع ايران در سازمان ملل حمايت مي كرد. شايد بتوان گفت تنظيم و صدور قطعنامه 598 كه پس از عبور قواي ايران از اروندرود و قطع ارتباط عراق با درياي آزاد صورت پذيرفت، از علائم نياز به يك ديپلماسي فعال جنگي در تمامي دوران دفاع مقدس بود. 

در اواخر دوران جنگ، تقريبا هيچيك از مسئولين طراز اول كشور حرفي از پايان دادن به جنگي كه ديگر فرسايشي شده بود نمي زدند، ولي هاشمي رفسنجاني پس از انتصاب به سمت جانشين فرمانده كل قوا از فرماندهان جنگ خواست تا طرح خود را براي تداوم و پيروزي در جنگ ارائه كنند. از دولت هم خواست تا چگونگي توان خزانه كشور براي پشتيباني از نيروهاي حاضر در صحنه عمليات را به تصوير بكشد. نامه تكان دهنده فرمانده كل سپاه و نوشته رييس سازمان برنامه و بودجه بيانگر آن بود كه پيروزي نظامي به اين زودي ها امكان پذير نيست و توان كشور براي جنگيدن طولاني مدت و كسب پيروزي هاي قاطع نظامي تقريبا به پايان رسيده است و راهي جز غلبه بر دشمن از طريق "نجنگيدن" و "خاتمه دادن به جنگ" وجود ندارد. از سوي ديگر آقاي هاشمي رفسنجاني و بعضي از سران كشور به اين نتيجه رسيده بودند كه آمريكا و ساير قدرت هاي بزرگ نخواهند گذاشت كه جمهوري اسلامي ايران پيروز مطلق و بلامنازع ميدان جنگ با عراق باشد. حضور گسترده ناوهاي جنگي آمريكا در خليج فارس از سال 1366 و حمله به سكوهاي نفتي ايران و سرنگوني هواپيماي مسافري ايران نيز بيانگر اين موضوع بود.

در اينجا بود كه پس از چهار ماه شكست پي در پي در جبهه ها و به اسارت درآمدن نزديك به 17 هزار نفر از رزمندگان، آقاي هاشمي رفسنجاني آماده يك فداكاري بزرگ شد و به امام خميني پيشنهاد كرد كه ايشان مسئوليت خاتمه يافتن جنگ از طريق پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل را مي پذيرد و خود را قرباني رسيدن به صلح براي ملت ايران مي كند.ولي امام خميني كه هميشه صادقانه و شفاف، واقعياتاوضاع و مشكلات كشور را براي مردم بيان مي كرد شخصا با پذيرش آتش بس، به جنگ 8 ساله پايان دادند. پس از رحلت امام خميني نيز، آيت الله هاشمي رفسنجاني توانست در پاسخ به مكاتبات رئيس جمهور عراق، آتش بس در جبهه ها را تبديل به اعتراف كتبي صدام حسين مبني بر معتبر بودن معاهده 1975 كند و خيال ايران را از شروع جنگي دوباره راحت كند.

خداوند هم به پاس فداكاري هاي رزمندگان اسلام و نيت خالص امام امت، پاداش عظيمي به ملت ايران و عراق داد و صدام و رژيم بعث عراق را درست دو سال پس از پايان جنگ،به دليل حمله نظامي به كويت و اشغال آن كشور، مغضوب قدرت هاي بزرگ جهاني و كشورهاي عربي خليج فارس كرد و ورق را به نفع ايران در افكار عمومي جهاني برگرداند. 

سرانجام صدام حسين ديكتاتور خشن و خونخوار عراق، حدود 14 سال پس از پايان جنگ با ايران، با وضع خفت باري از اريكه قدرت به زير كشيده و سرنگون شد و رژيم بعث عراق قدرت خود را از دست داد و از هم فروپاشيد و عراق در اختيار ملت آن كشور قرار گرفتو مردم ايران و عراق و منطقه بخوبي درك كردندكه:"الصلح خير".جالب آن كه محمد العريبي قاضي ارشد دادگاه عراق، قلمي كه با آن حكم اعدام صدام حسين مستبد زورگوي عراق صادر شده بود را به آيت الله هاشمي رفسنجاني هديه كرد.

در مجموع بايد گفت آيت الله هاشمي رفسنجاني ياد خوبي از خود در همه دوران زندگي بويژه در سال هاي آخر عمر كه تحت فشار همه جانبه زيادي قرار گرفته بود، در اذهان مردم و افكار عمومي بجا گذاشت. تشييع جنازه باشكوه وي در خيابان هاي تهران نشان داد كه:"ان الذين آمنوا و عملوالصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا"