پيام نفت -رسانه خبري تحليلي نفت، گاز و انرژي : درآمدبيش از 100ميليارد دلاري با تزريق گاز يا co2به ميادين نفتي
سه شنبه، 9 خرداد 1396 - 07:50 کد خبر:43552
ذخاير نفت‌ درجاي ايران حدود ۶۰۰ ميليارد بشكه است، كه اگر از طريق تزريق گاز يا co2، يك درصد ازدياد برداشت از مخازن نفت ايجاد شود، ۶ ميليارد بشكه نفت بيشتري حاصل مي شود كه با احتساب قيمت امروز هر بشكه نفت خام حدود ۴۵ دلار، درآمد ۲۷۰ ميليارد دلاري نصيب كشور مي‌شود. يعني يك درصد ازدياد برداشت


پيام نفت:

براي اكثر ميادين نفتي جنوب تزريق co2 با خلوص مناسب منجر به ازدياد برداخت هم تراز يا حتي بيشتر از گاز مي گردد براي ميادين با عمق بيش از 1000 متر و API بيش از 25 تزريق CO2  بيش از 25 منجر به ازدياد برداشت قابل توجهي مي گردد لذا احداث واحدهاي پتروشيمي كه CO2 با خصوص بالا توليد مي كنند از جمله واحد هاي MEG و GTL منطقي ترين برنامه استراتژيك محسوب مي شود يك واحد GTL با ظرفيت 4 ميليون تن حدود 3 ميليارد متر مكعب گاز CO2 با خلوص 96 درصد توليد مي كند و مناسب ترين گاز جهت تزريق به ميادين نفتي و ازدياد برداشت از اين ميادين است.

برخي مطالعات نشان مي‌دهد كه اكنون پتانسيل تزريق روزانه تا ۶۰۰ ميليون مترمكعب گاز يا CO2در مخازن نفتي ايران وجود دارد كه تزريق اين حجم از گاز يا CO2 در مدت ۳۰ سال حجم ذخاير قابل برداشت نفت كشور را از ۱۵۷ ميليارد بشكه كنوني به ۲۲۵ ميليارد بشكه افزايش مي‌دهد.

با اين وجود تا به امروز هيچگاه مبحث تزريق گاز به ميادين نفتي ايران به صورت جدي دنبال نشد و دولت ها تنها به زدن «ناخنكي» به آن اكتفا كردند. برخي برآوردها نشان مي‌دهد به ازاي هر يك دلاري براي تزريق گاز به مخازن هيدروكربوري سرمايه‌گذاري مي‌شود، حدود ۴۰ دلار سود از جهات ديگر حاصل مي‌شود كه همسويي راهبرد تزريق گاز به مخازن نفتي با حفظ منافع ملي را نشان مي‌دهد، بنابراين تا وقتي كه اهميت و حجم گاز مورد نياز براي تزريق در مخازن نفتي و برداشت صيانتي از اين مخازن مشخص نشود، سياست تشويق صادرات گاز با منافع ملي همسو نخواهد بود. صادرات گاز ارزان، كشورهاي مقصد صدور گاز را از نظر صنعتي ارتقا مي‌دهد، در حالي كه اين ظرفيت براي پيشرفت كشور را از دست داده‌ايم.

همچنين با توجه به بررسي‌هاي انجام شده، حدود هر ۶ هزار فوت مكعب معادل حرارت يك بشكه نفت را دارد، اما قيمت آن بسيار پايين‌تر از يك بشكه نفت است. براساس برآوردي كه متخصصان مخازن داشته‌اند به ازاي هر چهار هزار فوت مكعب يك بشكه نفت اضافي از تزريق گاز به مخازن نفتي به دست مي آيد كه با قيمت ۴۵ دلار هر بشكه نفت، چندين برابر صادرات گاز ارزش افزوده دارد، اما به علت ارزش حرارتي پايين گاز در قياس با نفت، صدور هر ۶ هزار فوت مكعب گاز معادل يك بشكه نفت است، بنابراين اگر كشوري معادل يك بشكه نفت، گاز را كه قيمت پايين‌تري دارد خريداري كند سود خواهد كرد. اين به آن معناست كه صادرات گاز در برابر صادرات نفتي كه از تزريق همان گاز به مخزن حاصل شده است، صرفه اقتصادي ندارد.

هزينه توليد نفت از ميدان‌هاي نفتي در ايران به طور ميانگين كمتر از ۱۰ دلار است و حتي بعضي از بررسي‌ها، هزينه توليد هر بشكه نفت خام از بخش خشكي را كمتز از ۶ دلار برآورد مي‌كنند، بنابراين جداي از دلايل سياسي صادرات گاز، اختصاص گاز توليدي به تزريق به جاي صادرات، قطعا آثار اقتصادي بيشتري دارد.

ذخاير نفت‌ درجاي ايران حدود ۶۰۰ ميليارد بشكه است، كه اگر از طريق تزريق گاز، يك درصد ازدياد برداشت از مخازن نفت ايجاد شود، ۶ ميليارد بشكه نفت بيشتري حاصل مي شود كه با احتساب قيمت امروز هر بشكه نفت خام حدود ۴۵ دلار، درآمد ۲۷۰ ميليارد دلاري نصيب كشور مي‌شود. يعني يك درصد ازدياد برداشت، معادل ۲۷۰ ميليارد دلار درآمد است، بنابراين تزريق گاز به ميادين نفتي امري اجتناب‌ناپذير است.

*تزريق روزانه كمتر از ۱۰۰ ميليون مترمكعب گاز

بر اساس برنامه توليد شركت ملي نفت ايران، امسال بايد روزانه بيش از ۱۳۰ ميليون مترمكعب گاز به ميدان‌هاي قديمي كشور تزريق مي‌شده است تا از اين طريق توليد كنوني را حفظ كرد، البته نياز واقعي تزريق گاز به ميادين نفتي شور بسيار بيش از اينهاست و قرار بود در پايان سال ۱۳۹۳ كه سال آخر برنامه پنجم توسعه است، به روزانه ۲۶۰ ميليون مترمكعب برسد، اما با در نظر گرفتن شرايط موجود توليد و مصرف گاز، شركت ملي نفت ايران، تزريق ۱۳۰ ميليون مترمكعب در روز را برنامه كرده است كه البته از اين رقم نيز هم‌اكنون روزانه ۹۴ ميليون مترمكعب به ۱۰ ميدان در مناطق نفتخيز جنوب تزريق مي‌شود كه بيش از نيمي از توليد نفت از مناطق نفتخيز جنوب را شامل مي‌شود.

براي اكثر ميادين نفتي جنوب تزريق co2 با خلوص مناسب منجر به ازدياد برداخت هم تراز يا حتي بيشتر از گاز مي گردد براي ميادين با عمق بيش از 1000 متر و API بيش از 25 تزريق CO2  بيش از 25 منجر به ازدياد برداشت قابل توجهي مي گردد لذا احداث واحدهاي پتروشيمي كه CO2 با خصوص بالا توليد مي كنند از جمله واحد هاي MEG و GTL منطقي ترين برنامه استراتژيك محسوب مي شود يك واحد GTL با ظرفيت 4 ميليون تن حدود 3 ميليارد متر مكعب گاز CO2 با خلوص 96 درصد توليد مي كند و مناسب ترين گاز جهت تزريق به ميادين نفتي و ازدياد برداشت از اين ميادين است.

هم‌اكنون به ميدان‌هاي نفتي گچساران، بي بي حكيمه، آغاجاري، كوپال، مارون، پازنان (بازگرداني گاز)، كرنج، پارسي، هفتگل و لب سفيد به صورت غيرامتزاجي و به ميدان‌هاي رامشير و دارخوين به صورت امتزاجي، گاز تزريق مي‌شود. در ميدان درود هم، آب و گاز به طور همزمان تزريق مي‌شود.

*اهميت تزريق گاز به مخازن نفت

هدف از تزريق گاز به مخازن نفتي، افزايش ضريب بازيافت نفت از مخازن و ايجاد ظرفيت براي تبديل نفت خام درجا به نفت قابل استحصال از مخازن است. بر اساس اعلام كارشناسان هم اكنون بيشتر مخازن نفتي بزرگ و اصلي كشور نيمه دوم عمر خود را سپري مي‌كنند و به تزريق گاز نياز دارند، در واقع امروزه ۸۰ درصد توليد نفت كشور از ميدان‌هايي است كه در نيمه دوم عمر خود قرار دارند، بنابراين به منظور حفظ تداوم توليد و دسترسي به سقف توليد مشخص شده در برنامه ششم توسعه از سوي وزارت نفت بايد به تزريق گاز به طور ويژه توجه شود.

اغلب ميدان‌هاي نفتي ايران از نوع كربناته شكاف دار هستند و بهترين روش ازدياد برداشت از آنها تزريق گاز طبيعي است، اما با توجه به كمبود گاز طبيعي و مصرف بالاي كشور، گاز كافي براي تزريق به ميدان‌هاي نفتي اختصاص داده نمي‌شود و بايد حتما روي ديگر روش‌هاي ازدياد برداشت با جديت كار كرد و روش‌هاي چندگانه و تركيبي را روي ميادين مختلف به كار گرفت.

برخي مطالعات نشان مي‌دهد كه اكنون پتانسيل تزريق روزانه تا ۶۰۰ ميليون مترمكعب گاز در مخازن نفتي ايران وجود دارد كه تزريق اين حجم از گاز در مدت ۳۰ سال حجم ذخاير قابل برداشت نفت كشور را از ۱۵۷ ميليارد بشكه كنوني به ۲۲۵ ميليارد بشكه افزايش مي‌دهد.

عمليات تزريق گاز در مناطق نفتخيز جنوب با نصب تأسيسات مورد نياز، از سال ۱۳۵۵ خورشيدي آغاز شده است. هم‌اكنون در مجموع در ۱۹ مخزن نفتي در خشكي و دريا، گاز و آب تزريق مي‌شود.

*عدم توجه به حساسيت تزريق گاز به ميادين نفتي

متأسفانه سالهاست كه در صورت بروز مشكل در گازرساني به بخش خانگي و تجاري در ماه‌هاي سرد سال، تزريق گاز به مخازن نفتي قطع مي‌شود، بر همين اساس برنامه‌هاي تزريق گاز شركت ملي نفت ايران هرگز به طور كامل محقق نمي‌شود.

بسياري از كارشناسان اقتصاد انرژي معتقدند بايد مقدار چشمگيري از گازهايي كه در آينده قرار است از فازهاي مختلف پارس جنوبي استحصال شود، به چاه هاي نفتي تزريق شود تا ظرفيت توليد نفت افزايش پيدا كند. البته فازهايي از پارس جنوبي براي تزريق اختصاص پيدا كرده، ولي با توجه به نياز زياد گاز براي تزريق، بايد فازهاي ديگري هم به اين امر اختصاص داده شود.

در سال گذشته هم با وجود افزايش توليد ۱۰۰ ميليون مترمكعبي گاز از ميدان مشترك پارس جنوبي،‌ حجم تزريق گاز روزانه به ميدان‌هاي نفتي افزايش نيافت، در حالي كه وزير نفت در نشستي با مديران مناطق نفتخيز جنوب در دي‌ماه ۱۳۹۲ وعده داده بود كه با بهر‌ه‌برداري از فازهاي پارس جنوبي و افزايش توليد گاز، براي تزريق گاز به ميدان‌هاي نفتي جنوب كشور، ظرفيت سازي مناسبي شود.

به گفته شكراله زاده، مدير امور فني شركت ملي مناطق نفتخيز جنوب، حدود ۵۰ درصد از ذخاير گازي كشور، محلول در نفت و يا در گنبدهاي گازي است كه نه تنها نبايد از آن برداشت كرد، بلكه بايد براي فشارافزايي مخازن به آنها گاز تزريق كرد. بايد توجه كرد كه چه ميزان از گاز موجود در مخازن كشور با امكانات كنوني قابل توليد است و با در نظر گرفتن اين مسائل به تزريق گاز بايد به طور ويژه توجه كرد.

*كدام مخازن نفتي به تزريق گاز نياز دارند؟

معمولا تزريق براي مخازني ضرورت پيدا مي كند كه شرايط خاصي دارند و يا در نيمه دوم عمر خود قرار دارند كه از اين ميان مي توان به مخازن حوزه اهواز، مارون، آغاجاري و گچساران ياد كرد. اين موضوع كه گاز كدام منطقه با كدام تركيب و با چه فشار و از چه مسيري به كدام چاه و مخزن تزريق شود، بحث بسيار مهمي است كه نياز به مطالعات دقيقي دارد. هم اكنون، در ناحيه آغاجاري و همچنين هفت‌گل و بي‌بي‌حكيمه گچساران عمليات تزريق گاز انجام مي‌شود و عمل تزريق گاز نتايج موفقيت آميزي نيز داشته است.

هم‌اكنون در برخي مخازن، گازهاي همراه نفت توليد مي شود كه در مرحله تفكيك اول و حتي تفكيك دوم، پس از شيرين سازي، بيشتر به منظور مصرف وارد خطوط لوله سراسري مي شود. در برخي مخازن نيز اين گازها به علت عدم وجود شرايط و امكانات مناسي سوخته مي شوند. بخش چشمگير گازي كه هم اكنون در كشور سوزانده مي‌شود، در مرحله سوم تفكيك نفت از گاز حاصل مي شود. اين گاز معمولا فشار پاييني دارد. براي افزايش فشار آن، به سرمايه‌گذاري نياز است تا از طريق خط لوله اين گازها به سرچاه ها منتقل و دوباره تحت فشار به چاه ها تزريق شوند؛ در حالي كه گازي كه از طريق مخازن مشترك پارس جنوبي استحصال مي‌شود، گاز تحت فشار است و چون فشارش بالاست براي تزريق مناسب‌تر است.

*انواع روش‌هاي تزريق به ميادين هيدروكربوري

در يك دسته‌بندي كلي مي‌توان روش‌هاي ازدياد برداشت را به دو دسته روش‌هاي مبتني بر تزريق گاز و روش‌هاي مبتني بر تزريق آب تقسيم كرد. در روش‎هاي ازدياد برداشت كه بر پايه آب هستند، آب به عنوان محرك اصلي و يا به عبارتي سيال حامل اين روش‌ها به شمار مي‌رود. روش‌هاي شيميايي، روش‌هاي متناوب، روش‌هاي حرارتي، روش‌هاي ميكروبي و… همگي از آب به عنوان سيال حامل استفاده مي‌كنند.

همچنين در روش‌هاي انگيزش و تعمير چاه نيز آب نقش اساسي دارد. در دفع آب‌هاي زائد و سمي كه از واحدهاي نمكزدايي خارج مي‌شود، تزريق آنها به لايه‌هاي زيرزميني نيز مطرح است كه اهميت مطالعات در آنها كمتر از بحث تزريق آب به مخازن هيدروكربني نيست.

علي ايحال، براي تزريق به مخازن هيدروكربوري روش هاي مختلفي وجود دارد، اما در مجموع  مي‌توان آنها را به دو نوع تزريق امتزاجي و غيرامتزاجي طبقه‌بندي كرد. در تزريق غيرامتزاجي ميان ماده تزريق شده و هيدروكربن هاي موجود در زير زمين واكنشي صورت نگرفته و دو ماده به صورت دو فاز مختلف در زيرزمين عمل مي كنند. تزريق هاي شامل تزريق آب، گاز سنگين و مواد هيدروكربني از اين نوع هستند. مكانيزم حركتي نفت در اين نوع تزريق فشار توليدي توسط ماده تزريق شده است.

در تزريق امتزاجي ميان ماده تزريق شده و هيدروكربن هاي موجود در زيرزمين واكنش صورت مي گيرد. اين واكنش باعث ايجاد هيدروكربن هايي با ساختار ملكولي مياني (نه سنگين و نه سبك) خواهد شد. مكانيزيم حركتي اين نوع تزريق شامل كم شدن جاذبه ميان نفت و سنگ مخزن، افزايش فشار به وسيله ماده تزريق شده و سبك شدن هيدروكربن در مخزن است.

معمولا زماني كه سر و كار با نفت سنگين است، براي حركت اين نوع نفت در مخزن به سمت چاه از روش گرمايي و تزريق آب يا بخار آب به درون چاه استفاده مي شود. اين روش سبب بالا رفتن تمايل حركتي نسبي نفت به آب درون مخزن خواهد شد. روش جديد ايجاد انفجار درون چاه نيز براي روش گرمايي پيشنهاد داده شده است.

روش ميكروبيولوژي شامل استفاده از باكتري هايي است كه موجب شكسته شدن ساختارهاي ملكولي هيدروكربن هاي درون مخزن و بالا رفتن حركت نسبي آنها مي شود. اين روش جديد بوده و هنوز در مرحله آزمايش و پايلوت است.

*عوامل مؤثر بر ازدياد برداشت از طريق تزريق

براي تزريق بايد تمامي عوامل سنگ مخزن، نوع هيدروكربن درون مخزن، فشار مخزن، مرحله برداشت از مخزن، تجهيزات و بودجه پيش بيني شده براي پروژه و عوامل زيست محيطي مورد توجه قرار گيرند. معمولا تزريق در چاه ديگري با فاصله محاسبه شده از چاه توليدي انجام مي شود. در روش گرمايي توجه به نكات ايمني اولويت دارد، زيرا اين روش ريسك هاي خاص خود را دارد. با توجه به نوع روش انتخاب شده، نتيجه مطلوب ممكن است سال ها زمان نياز داشته باشد.

معمولا پروژه هاي تزريق با توجه به قيمت هاي بازار نفت تعريف مي شوند و پروژه اي كه امروز مقرون به صرفه باشد، ممكن است در چند هفته آينده متوقف شده و روش هاي ديگري پياده شوند. پس براي صرفه جويي در هزينه، مطالعه وضعيت بازار و قيمت ها از اولويت هاي پروژه هاي تزريق است.

تعيين نوع تزريق همچنين به مواد مورد استفاده و نزديك بودن مواد اوليه مورد نياز بستگي دارد. ممكن است در جايي تزريق آب مناسب باشد، ولي به علت دور بودن از منبع آب، از نظر اقتصادي تزريق آب در منطقه مقرون به صرفه نباشد و از اولويت دوم تزريق مثلا تزريق گاز استفاده شود. ولي در هر صورت به علت هزينه هاي بالاي تزريق و زمان بردن براي بازگشت سرمايه در پروژه هاي تزريق، شركت ها قبل از عمليات مطالعات گسترده زمين شناسي، مخزني و ژئوفيزيكي را انجام مي دهند.

در عين حال، در اجراي طرح‌هاي ازدياد برداشت با در نظر گرفتن روشي صيانتي براي توليد و مديريت مخزن، حفاري بيشتر و افزايش تعداد چاه‌ها هم نقش دارد. استفاده از فناوري‌هاي روز و بهره‌گيري از تجهيزاتي همچون پمپ‌هاي درون چاهي يا فناوري‌هايي‌ كه مي‌تواند شكاف‌هاي هيدروليك ايجاد كند هم در افزايش ضريب بازيافت از مخزن اثر دارند.

منبع: عصرنفت